ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
126
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
فرزندان اسرائيل را كشتند و به بيت المقدس درآمدند و آنجا را ويران كردند . بخت نصر به لشكريان خود دستور داد كه خاك حمل كردند و در بيت المقدس ريختند و آنجا را پر كردند . او پيش از آن كه به بابل برگردد و اسيران اسرائيلى را با خود ببرد ، دستور داد تا همه كسانى را كه در بيت المقدس به سر مىبردند گرد آوردند . آنگاه صد هزار نوجوان را از ميانشان برگزيد و ميان فرماندهان و سردارانى كه با وى بودند تقسيم كرد . دانيال پيغمبر و حنانيا و عزاريا و ميشائيل نيز از جملهء اين بردگان بودند ساير افراد بنى اسرائيل را به سه قسمت تقسيم كرد : يك سوم را كشت ، يك سوم را در شام نگه داشت ، و يك سوم ديگر را به بردگى گرفت . سرانجام خداوند ، ارميا را زندگانى جاويد بخشيد و او كسى است كه گاهگاه در بيابانها و شهرهاى روى زمين ديده مىشود . بخت نصر به بابل برگشت و در آنجا تا مدتى كه خدا مىخواست ، بر اورنگ فرمانروائى خود پايدار ماند . بعد ، شبى خوابى ديد و هنگامى كه از ديدن آنچه در خواب مىديد دچار شگفتى شده بود ، ناگهان چيزى ديد كه آنچه پيش از آن ديده بود ، همه را از يادش برد . همين كه از خواب برخاست ، دانيال و حنانيا و عزاريا و ميشائيل را فراخواند و گفت : « مرا از خوابى كه ديده و فراموش كردهام ، آگاه كنيد . اگر مرا ازين خواب و تعبير آن با خبر نسازيد ، بىگمان دستهاى شما را از شانه خواهم بريد ! »