ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

124

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

كه مىخواستى ، از آنان نديدى ؟ » در پاسخ گفت : « سوگند به خدائى كه به حق تو را به پيغمبرى برانگيخته ، من از هيچ گونه مهربانى و جوانمردى كه كسى با خويشاوند خود مىكند ، دربارهء ايشان فرو گذارى نكردم و فزون‌تر از اندازه نيز با آنان مهر ورزيدم ولى در برابر نيكىهاى من ، آنان بيش از پيش به بد رفتارى خود افزودند . » باز هم ارميا به دو اندرز داد و گفت : « به پيش خانواده و خويشاوندان خود برگرد و با آنان مهربانى كن . » آن فرشته از پيش او برخاست و رفت . چند روزى گذشت و بخت نصر با لشكرى كه از گله‌هاى ملخ افزون بود به بيت المقدس تاخت . فرزندان اسرائيل از بيم چنان دشمنى سرآسيمه شدند و بيتابى كردند . و پادشاهشان به ارميا گفت : « پس كجاست وعده‌اى كه پروردگار تو داده است ؟ » جواب داد : « من به پروردگار خود اعتماد دارم . » بعد ، فرشته‌اى كه خداوند او را فرستاده بود تا از ارميا فتوى بخواهد باز پيش ارميا برگشت و به او - كه بر روى ديوارهء بيت المقدس نشسته بود - همان سخنان نخستين خود را باز گفت و از دست خويشاوندان خود و بيدادشان شكايت كرد و گفت : « اى پيغمبر خدا ، تا پيش از امروز من در برابر آنچه از ايشان مىديدم ، بردبارى مىكردم زيرا بدرفتارى آنان تنها دربارهء من بود ولى امروز ديدم كارى سخت ناروا از آنان سر زده كه