ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

119

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بعد كه پادشاه خواست به شام لشكر كشى كند و چهار هزار تن از سواران برگزيدهء خود را بدان سوى بفرستد دربارهء كسى كه فرماندهى آنان را بر عهده گيرد به كنكاش پرداخت . برخى از سرداران او را براى اين كار پيشنهاد كردند . ولى او گفت : « نه ، بلكه بخت نصر بايد اين لشكر را فرماندهى كند . » زيرا بخت نصر به خوبى با وضع شام آشنائى يافته بود و راه و چاه را مىدانست . بنابر اين آنان به فرماندهى بخت نصر روانهء شام شدند و به برخى از شهرهاى آن سرزمين دست يافتند و غنائمى به چنگ آوردند و سالم بازگشتند . بعد لهراسب او را اسپهبد سرزمين‌هاى ميان اهواز تا ارض روم از كرانهء باخترى دجله ساخت . و سبب رفتن او به جنگ فرزندان اسرائيل اين بود كه وقتى لهراسب ، چنان كه گفتيم ، او را پايهء سپهبدى بخشيد ، روى به شام نهاد و در آن جا مردم دمشق و بيت المقدس با وى صلح كردند . او نيز گروگان‌هائى از ايشان گرفت و بازگشت . پس از برگشتن او از بيت المقدس به شهر طبريه ، فرزندان اسرائيل بر پادشاه خود كه با بخت نصر صلح كرده بود ، شوريدند و او را كشتند و گفتند . « تو در برابر مردم بابل خود را پست و ما را خوار كردى ! » بخت نصر ، هنگامى كه اين خبر را شنيد ، گروگان‌هائى كه با خود از شام آورده بود ، همه را كشت و به بيت المقدس برگشت و آن جا را ويران كرد . و نيز گفته شده است :