ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

105

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

به آبادانى زمين پرداخت و از مردم براى خوراك و پوشاك و ساير هزينه‌هاى لشكر خراج گرفت . چون كار نيرومندى و شكوه تركان در روزگار او بالا گرفته بود ، براى پيكار با ايشان به شهر بلخ فرود آمد . لهراسب با مردم كشور خويش رفتار پسنديده‌اى داشت ولى با دشمنانى كه در همسايگى ايران مىزيستند بىاندازه سختگيرى مىكرد . با ياران خود بسيار مهربان بود و همتى بلند داشت . به كار ساختمان دلبستگى فراوان نشان مىداد . راه چند رودخانه را در زمين شكافت و آب‌ها را روان كرد و شهرهاى كشور خويش را آباد ساخت . پادشاهان هند و روم و مغرب خراجگزار او بودند و به سبب بيم از او و پرهيز از خشم او در نامه‌هائى كه به وى مىنوشتند كوچكى و فروتنى خود را آشكار مىكردند . بعد به گوشه گيرى گرويد و از كشوردارى دورى گزيد و سرگرم خداپرستى شد و پسر خويش بشتاسب ( ويشتاسب ) را به جاى خود بر تخت نشاند . مدت فرمانروائى لهراسب يكصد و بيست سال بود . پس از او پسرش ، و يشتاسب به پادشاهى رسيد . در روزگار او زرادشت بن سقيمان ( زرتشت پسر سپيتمان ) برخاست و دعوى پيامبرى كرد و زرتشتيان به دو گرويدند . زردشت ، چنان كه اهل كتاب مىپندارند ، از مردم فلسطين بود و خدمتگر ويژهء يكى از شاگردان ارمياى پيغمبر شمرده مىشد . بعد به دو خيانت كرد و او را دروغگو خواند . او هم دربارهء وى نفرين كرد و زردشت در پى اين نفرين به بيمارى برص ، يا پيسى ،