ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
106
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
گرفتار شد و به شهرهاى آذربايجان رفت و در آن جا پراكندن آئين زرتشتى را آغاز كرد . و نيز گفته شده است : او از مردم ايران بود . كتابى نوشت و آن را در روى زمين گرداند . همه جا برد و به همه كس نشان داد ولى هيچ كس معنى آن را ندانست . زرتشت گمان مىكرد كتاب او كتابى آسمانى است كه به وى خطاب شده است . اين كتاب را اشتا ( اوستا ) ناميد و از آذربايجان به فارس رفت . مردم فارس نيز ندانستند كه در آن چيست و آن را نپذيرفتند . سپس به هندوستان رفت و آن را به فرمانروايان هند نشان داد . از آن جا به چين و تركستان رفت ولى هيچ كس آن را نپذيرفت و همه او را از شهرهاى خود راندند . آنگاه به شهر فرغانه رفت . پادشاه فرغانه خواست او را بكشد . ولى او گريخت و به درگاه ويشتاسب بن لهراسب روى آورد . ويشتاسب فرمود تا او را به زندان اندازند . زردشت چندى در زندان به سر برد و شرحى بر كتاب خود نوشت و آن را زند ناميد كه به معنى تفسير است . بعد كتاب ديگرى در شرح زند نگاشت و آن را پا زند ناميد كه بمعنى تفسير بر تفسير است . در كتاب زردشت دانشهاى گوناگون مانند رياضيات و احكام نجومى و پزشكى و جز اينها از اخبار سدههاى گذشته و كتابهاى پيامبران است . اين دستور نيز در كتاب او آمده است :