عماد الدين حسن بن علي الطبري
94
كامل بهائى ( فارسي )
دليل بيست و ششم ، و باتفاق علماى طوائف رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : انى تارك فيكم الثقلين ، ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا ، أحدهما أعظم من الآخر ، كتاب اللّه ، حبل ممدود من السماء الى الارض ، عترتى أهل بيتى ، و لن يفترقا ، حتى يردا على الحوض ، انظرونى تخلفونى فيها « 1 » . يعنى من گذارندهام در ميان شما دو گروه را كه اگر تمسك جوئيد به اين دو هرگز گمراه نشويد يكى بزرگتر از ديگرى اول كتاب خداى كه ريسمانى است كشيده از آسمان تا به زمين و ديگر خويشان من كه اهل بيت مناند و اين دو از هم جدا نشوند تا اينكه وارد شوند بر من نزديك حوض . زيد ارقم گفت رسول صلّى اللّه عليه و آله ميان مكه و مدينه بر سر آبى فرود آمد و خطبه بخواند و حمد و ثناى خدا بگفت پس گفت . يا أيها الناس ، انما أنا بشر يوشك أن يأتينى رسول ربى ، فاجبت ، و أنا تارك فيكم الثقلين ، كتاب اللّه ، فيه الهدى و النور ، فخذوا كتاب اللّه ، و استمسكوا به ، و أهل بيتى ، اذكركم اللّه فى اهل بيتى « 2 » . اى مردم نيستم من مگر از جنس بشر نزديك شد كه بيايد به من رسول پروردگار من يعنى ملك الموت پس من اجابت او كنم و من گذارندهام در ميان دو گروه را كتاب خداى تعالى را كه در او هدايت و نور است پس بگيريد كتاب خداى را و درآويزيد به آن و در اهل بيت من و خدا را به ياد شما مىدهم در باب اهل بيت من و از تمسك به ايشان ، پس ترك ديگران لازم آمد . دليل بيست و هفتم ، جابر بن سمره روايت كند كه رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : لا يزال الاسلام عزيزا الى اثنا عشر خليفة ، كلهم من قريش « 3 » . يعنى هميشه اسلام عزيز بود مادامىكه ولايت كار ايشان به دوازده مرد باشد همه از قريش و روى : لا يزال أمر الناس ماضيا ما ولاهم باثني عشر رجلا كلهم من قريش ، يعنى هميشه كار مردم ساخته بود مادامىكه ولايت كار ايشان به دوازده مرد باشد ، و هر كه امام دوازده گفت جز على و اولاد او را نگفت و او را لازم شد به قول خصم كه در مصابيح ايراد كرده . ام عطيه گفت : بعث رسول اللّه جيشا ، فمنهم على ، فسمعته و هو رافع يديه ، يقول : اللهم لا تمتنى حتى ترانى عليا « 4 » . يعنى
--> ( 1 ) - فضائل الخمسة 2 / 53 بنقل از سنن ترمذى 2 / 308 با كمى اختلاف ( 2 ) - فضائل الخمسة 2 / 52 بنقل از صحيح مسلم در باب فضائل امير المؤمنين عليه السّلام ( 3 ) - دلائل الصدق 2 / 314 و بحار 36 / 365 ( 4 ) - مناقب ابن شهر آشوب 2 / 251 و ارشاد القلوب ديلمى 2 / 49 البته در اين مصادر لا تمتنى نقل