عماد الدين حسن بن علي الطبري

92

كامل بهائى ( فارسي )

مخالفت رسول كردند . و اين دليل بعينه بطلان مذهب ايشان است كه ابو حنيفه با ديگر ائمه در مسائل بسيار مخالفت دارد و شافعى همچنين و تصحيح قول هر يكى ابطال حجت و اقوال ديگران است و هيچ كدام از ديگرى اولى نيست پس بايد جمله بر باطل باشند ، و ائمه شيعه دوازده تن بودند آخر ايشان بعينه همان گفت كه اول ايشان امير المؤمنين عليه السّلام گفت و هيچ مخالفت ميان ايشان ظاهر نشد هر چه از نزديك خداى بود در آن خلافى و تفاوتى نباشد و هرچه نه از نزد خداى تعالى باشد در آنجا اختلافى باشد كما قال اللّه تعالى : أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً ( نساء 84 ) يعنى آيا تفكر نكرده‌اند قرآن را كه اگر از نزديك غير خدا باشد هرآينه يافتندى در آن اختلاف بسيار . دليل بيست و سوم ، انس روايت كرد از براى رسول صلّى اللّه عليه و آله مرغ بريانى ام ايمن فرستاده بود رسول صلّى اللّه عليه و آله دعا كرد كه : اللهم آتنى باحب خلقك اليك ، ليأكل معى ، هذا الطير « 1 » . يعنى اى بار خدا بفرست به من دوست‌ترين خلق ترا به نزديك تو تا بخورد با من اين مرغ را . گويند كه عايشه و حفصه و هر زنى به پدر و قبيلهء خويش كس فرستاد تا حاضر شوند حكم بر آن بود كه ايشان حاضر شوند . انس گويد كه على عليه السّلام سه نوبت بيامد و من مىگفتم كه رسول صلّى اللّه عليه و آله در حاجتى است و على را بازمىگردانيم تا نوبت سوم در پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله رفت . رسول گفت يا على چرا دير آمدى على عليه السّلام گفت يا رسول اللّه اين نوبت سوم است كه آمدم و انس مرا مىگفت كه رسول در حاجتى است . با انس گفت : چرا چنين كردى . گفت يا رسول اللّه دعاى تو شنيدم خواستم كه شخصى از انصار حاضر شود . رسول گفت : ان الرجل يحب قومه . اين مرد دوست مىدارد قوم خود را . در اين روايت هيچ كس خلاف نكرد ، چون باتفاق او احب الخلق الى اللّه است بايد كه مقدم باشد چنان كه رسول صلّى اللّه عليه و آله احب الخلق الى اللّه است . دليل بيست و چهارم ، امامت ابو بكر و عمر به اختيار صحابه بود و اختيار باطل زيرا كه امامت ركنى عظيم است در كار دين به ازاء نبوت و در مقابل كل رسالت كما قال اللّه تعالى : وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ ( مائده 71 ) يعنى اگر نكنى اين كار پس چنان است كه نه رسانيده باشى رسالت او را . پس نشايد كه معظم امور دين به اختيار خلق باشد زيرا كه اگر

--> ( 1 ) - مناقب ابن شهر آشوب 2 / 318 و 3 / 73 و شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 18 / 215