عماد الدين حسن بن علي الطبري

91

كامل بهائى ( فارسي )

كرد آب دهن خود را در چشم او انداخت در حال نيك شد رايت به او داد . على عليه السّلام گفت : اقاتلهم ، حتى يكونوا مثلنا . قال : انفذ على رسلك ، حتى تنزل بساحتهم ، ثم ادعهم الى الاسلام ، و أخبرهم بما يجب عليهم من حق اللّه فيه ، فو اللّه أن يهدى اللّه بك رجلا و احدا ، خير من أن يكون لك ، حمر النعم . يعنى حرب مىكنم با ايشان تا آنكه شوند مثل ما . گفت آيا روان شد بر رسولان تو تا آنكه ما بين‌اند « 1 » به نزديك ايشان پس بخوان ايشان را به سوى اسلام و خبر ده ايشان را به آنچه واجب است بر ايشان از حق خدا در آن پس سوگند به خدا كه هرآينه اگر هدايت دهد خداى به سبب تو مردى را بهتر بود كه ترا باشد نعمت‌هاى بزرگ ، و بر اين حديث اجماع اهل قبله است و اين دليل است بر عزل ابو بكر و عمر و نصب امير المؤمنين عليه السّلام و خشم و غضب خداى و رسول بر ايشان و صدق و محبت خداى تعالى مر على را . دليل بيست و يكم ، خلافت ابو بكر به بيعت بود و بيعت باطل ، زيرا كه اگر بيعت دلالت امامت بودى جمله بنو اميه ائمه به حق بودندى ، و همچنين يزيد لعين هم خليفه به حق بودى ، و نيز يمكن كه بيعت به كافرى كنند يا بر دزدى ده كس بيعت كنند ، و نيز فرضا ميان دو كس بيعت منعقد نمىشود چگونه شايد كه خلافت ميان عالمان به بيعت منعقد مىگردد . و نيز اين طائفه كه بيعت كردند از بهر نفس خويش رضا دادند و بيعت كردند نه از بهر ديگران هر كه بر آن انكار كند آن باطل بود زيرا كه بيعت به قول خدا و رسول نبوده است . و نيز ابو بكر گفت : أقيلونى ، و لست بخيركم . اگر نص بودى اين كلام از وى كفر بودى زيرا كه رد بود بر خداى و رسول ، و چون بيعت باطل شد امامت ابو بكر باطل شد و به بطلان امامت او اثبات امامت على عليه السّلام . دليل بيست و دوم ، ابو بكر وصيت به عمر كرد و عمر با شورى انداخت و عثمان بىهيچ كشته شد ، و به مذهب خصم رسول صلّى اللّه عليه و آله بىوصيت رحلت كرد . اگر ابو بكر بر حق بود عمر و عثمان بر باطل بود ، و اگر ايشان بر حق بودند ابو بكر بر باطل بود ، و لا بد است كه مكلف را بر ايشان اقتدا بايد كردن و اقتدا بر هر يكى ضد اقتداست به ديگرى و ميان ايشان مخالفتى حاصل شد . پس معلوم شد كه هر سه باطل بودند و على بر حق زيرا كه هر سه

--> ( 1 ) - مؤلف اين قسمت از حديث را كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود انفذ على رسلك را اشتباه ترجمه كرده است ترجمه حديث اين است : برو بر طريقت و راهت تا فرود آيى به ايشان .