عماد الدين حسن بن علي الطبري
90
كامل بهائى ( فارسي )
جويند : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ( حجرات 1 ) يعنى هر كه مؤمن بود بر خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله تقدم نجويد به هيچ حال . دليل نوزدهم : إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ « 1 » ( مائده 55 ) يعنى اين است و جز اين نيست كه اولى به تصرف در امر شما خداست و رسول خدا و آنان كه ايمان آوردند و بپاىداشتند نماز را و دادند زكات را در حال كه ركوعكننده بودهاند . باتفاق از دور آدم الى يومنا هذا بشرى در ركوع زكات نداد الّا على . و اين حال چنان بود كه على در مسجد رسول صلّى اللّه عليه و آله نماز مىكرد چون به ركوع رفت سائلى بيامد و از وى سؤال كرد آن حضرت اشارت كرد به انگشترى كه در انگشت بنصر داشت . جار اللّه العلامه گويد كه عادت على چنان بود كه انگشترى در دست راست داشتى . و چنان كه گفتهاند نماز سنت بود و صدقه سنت بود و اگر نه فرضين بودند ليكن تداخل فرضين اينجا لازم نيايد زيرا كه ايشان غيريناند و شيئين ، و انگشترى فراخ بود سائل از انگشت او بيرون كرد . ولىّ در آية متصرف است در كار دين و قيم به كار اسلام و هر كه متصرف دين بود بنص حق تعالى و قيم به كار بندگان لا بد كه وى امام باشد و متصرف كار . دليل بيستم ، از روايت مخالفان و شيعه مشهور شد كه رسول صلّى اللّه عليه و آله اول رايت روز خيبر به ابو بكر داد ، و ثانيا به عمر داد ، و ثالثا به عمر و عاص داد و هر يكى از ايشان منهزم بازآمدن و رايت را منكوب بازآوردند . رسول صلّى اللّه عليه و آله در خشم شد و گفت : و اللّه لأعطين الراية غدا رجلا ، يفتح اللّه على يديه ، يحب اللّه ، و رسوله و يحبه اللّه ، و رسوله « 2 » بخداى سوگند كه بخواهم داد رايت را فردا به مردى كه خداى تعالى بدست او اين قلعه را فتح كند مردى كه دوست مىدارد خداى را و دوست مىدارد او را خداى و رسول خداى . جمله صحابه به اميد آن داشتند كه رسول صلّى اللّه عليه و آله رايت بديشان دهد چون روز شد رسول گفت : اين على بن ابى طالب . گفتند يا رسول اللّه « يشتكى عينه » يعنى او را در شكايت دارد چشم او يعنى درد مىكند چشم او . و رسول صلّى اللّه عليه و آله كس بفرستاد و او را حاضر
--> ( 1 ) - مناقب ابن شهر آشوب 3 / 5 و تفاسير شيعه و سنى ذيل آيه شريفه ( 2 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 11 / 163 و 13 / 128 و فضائل الخمسة 2 / 183 به نقل صحيح بخارى