عماد الدين حسن بن علي الطبري

57

كامل بهائى ( فارسي )

اطلاع داد به علو مرتبه و فضيلت على عليه السّلام وى دعا كرد « اللهم اجعلنى من شيعة على » « 1 » يعنى بار خدايا بگردان مرا از شيعهء على عليه السّلام حق تعالى دعاى وى را مستجاب گردانيد كه « و جعلتكم من شيعته » و گردانيدم ترا از شيعيان او . رسول اين حكايت بازگفت : وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ ( صافات 81 ) و بدرستى كه از جمله شيعيان اوست ابراهيم . و هم حكايت كرد از موسى و گفت : هذا مِنْ شِيعَتِهِ وَ هذا مِنْ عَدُوِّهِ ( قصص 14 ) يعنى اين يك شيعهء اوست و اين يك دشمن او ، و تبع انبياء و اوصياء و اوليا را شيعه گفتندى و امروز آن لقب بر شيعهء او باقى است . حكايت ، على بن نصر ابو الحسن البغدادى الحنفى گويد در بعضى از تصانيف خويش ايراد كرد كه روزى يكى از مواليان اهل البيت به خدمت امام جعفر صادق عليه السّلام آمد و گفت يا ابن رسول اللّه مرا مهمى است پيش سلطان وقت و وسيلهء ندارم در آن درگاه به خدمت تو آمدم تا تدبيرى فرمائى كه مقصودم برآيد گفت برخيز و بدرگاه سلطان رو و فرصت نگاهدار تا مرد چنين و چنينى بينى كه از جملهء حجاب خاص است و جدى كن تا وى را خالى يا بى و با وى بگو كه امام جعفر مرا نزد تو فرستاد و نشان داد به تو تا كار من بسازى بدين درگاه . آن شخص آن مصلحت كه او را بود بساخت . اين شخص به خدمت امام آمد و گفت يا ابن رسول اللّه آن كه تو مرا پيش او فرستادى چون نام تو بشنيد از فرح و نشاط خواست كه بيهوش شود در حال پيش آن جبار رفت و كارم بساخت و مثالى بر آن جمله كه مراد من بود حاصل كرد . دوستى چنان بدرگاه دشمنان شما چه كار دارد . امام عليه السّلام گفت : حق تعالى ما را كرامتى فرمود كه هيچ سلطانى و حاكمى نباشد الّا كه شخصى از مواليان ما يكى يا اكثر بر درگاه وى مقرب يا ملازم باشند از خواص خدم وى و اركان ملك وى تا چون مواليان ما را آنجا مصلحتى هايل حادث شود به تمشيت آن قيام نمليد و از اينجاست كه از مبدء خلافت عباسيان تا انقزاض دولت ايشان هيچ خليفه‌اى نبود مگر وزير يا وكيل خرج ، يا حاجب خاص ، يا مدبران ملك او شيعه بودند و همچنين حكم سلطانان خوارزم كه اكثر وزراى ايشان از قم و كاشان بودند و خواجگان خراسان جمله شيعه و مؤمن بودند و هيچ بقعهء نباشد و خود نشايد بود در بلاد اسلام الّا كه آنجا

--> ( 1 ) - اسرار الامامة 212 و روايت مفصلا در تفسير برهان در ذيل آيه 83 سوره مباركه صافات نقل شده است .