عماد الدين حسن بن علي الطبري

58

كامل بهائى ( فارسي )

مؤمنى مكرم و محترم باشد يا ظاهر به اعتقاد يا به تقيه كه تقويت مؤمنان دهد چنان كه عم رسول صلّى اللّه عليه و آله ابو طالب عليه السّلام ايمان پنهان مىداشت و به ظاهر با صناديد و اكابر قريش مىساخت و بدان موافقت مدد رسول صلّى اللّه عليه و آله و اصحاب وى مىكرد و نصرت وى مىنمود هم بمال ، و هم بدست و هم به جان و هم بجاه تا وى زنده بود رسول صلّى اللّه عليه و آله و ياران به وى مستظهر بودند چون متوفى شد جبرئيل آمد و گفت يا رسول اللّه ترا اينجا ناصرى نماند هجرت فرماى ، و باتفاق عالميان : أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى ( ضحى 6 ) آيا نيافتيم ترا بىپدر و مادر پس جاى داد ترا در خانهء ابو طالب . و حق تعالى در حق مواليان گفت : وَ الَّذِينَ آوَوْا وَ نَصَرُوا ( انفال 73 ) آنانى كه جاى دادند رسول را و نصرت كردند . مصنف اين كتاب گويد كه روزى در حضرت المولى الاعظم بهاء الدين صاحب الديوان محمد بدين آيه استدلال ساختم به ايمان و اسلام ابو طالب عليه السّلام در شهر اصفهان . نكته ، اتفاق است علماء را كه فرداى قيامت در عرصهء تغابن و ندامت با بندگان مناقشه حساب رود و هر طائفه عذر آورند بعضى گويند پيرى و ضعف ما را مانع عبادت بود ، و بعضى گويند ما در قبضهء ملك ديگران بوديم بعبوديت و عبادت و طاعت تو قيام نتوانستيم كردن ، و بعضى گويند ما عليل النفس بوديم ، و بعضى گويند مال و ملك را مانع آمده بود از طاعت تو ، و بعضى گويند فقر و فاقه سبب عصيان ما شد كه « كاد الفقر ، ان يكون كفرا » نزديك است كه فقر بكفر كشد ، و بعضى گويند مملكت و سلطنت ما را مشغول گردانيد از عبادت تو . به حكم « للّه الحجة البالغة » حق سبحانه و تعالى با پيران گويد نه نوح پيغمبر پيرتر از تو بود ؟ و مسن‌تر بسال و در اين مدت عمر وى بود نه صد و پنجاه سال كه از آن جمله مدت اداى وحى بود به ان ضعف و پيرى هر روز در عبادت ما مىفزود ، و با بندگان گويد نه يوسف بنده و اسير عزيز مصر بود از ايام طفوليت تا بكهوليت و بندگى عزيز حائل نبود ميان وى و ميان عبادت و طاعت ما ، و با رنجوران گويد نه ايوب پيغمبر سالها در رنجورى بود هر روز كه برآمدى در عبادت بيفزودى و به ارباب ثروت گويد نه ابراهيم خليل در اول وهلت اسباب و نعمت عظيم داشت پس آخر در انقياد فرمان ما درجهء خلت يافته به بذل و انفاق آن مال در راه عبادت ما به عبادت وى در دور وى هيچ بشرى نبود به كثرت مال و عبادت وى و با فقرا گويد نه محمد خاتم صلّى اللّه عليه و آله و موسى و عيسى و يحيى و هارون و زكريا و امثال ايشان فقير و مقل الحال بودند با درجهء نبوت و عصمت و رسالت ، و با ملوك و سلاطين گويد .