عماد الدين حسن بن علي الطبري

56

كامل بهائى ( فارسي )

نتوانند كردن الّا كه گويند ايشان ابو بكر را خليفه نمىدانند يا از خلافت او بيزارى مىكنند . الجواب عنه ، ايشان مىگويند كه باتفاق امامت ابو بكر به اختيار جمعى از صحابه بوده ، و اختيار باطل قوله تعالى : وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ( قصص 67 ) و پروردگار تو مىآفريند چيزى را كه مىخواهد و اختيار مىكند براى ايشان نيكوئى را . و نيز موسى با درجهء نبوت هفتاد كس را اختيار كرد كما قال : وَ اخْتارَ مُوسى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِمِيقاتِنا ( اعراف 154 ) آخر جمله بصاعقه بمردند بشومى كلمه « ارنا اللّه جهرة » و اختيار موسى نه بر وجه صواب بود و بازگفتن حق تعالى اين حكايت را اين معنى خواست . پس چگونه شايد كه به اختيار خالد بن الوليد و عمرو بن العاص و ابو سفيان بن حرب كه هر يكى از ايشان هشتاد و چهار حرب با رسول صلّى اللّه عليه و آله كردند و چند هزار مؤمن را بكشتند صواب باشد ، و شمه از اين باب گفته شود . نكته ، در كتاب الزينه از كتب مخالفان آمد كه در روزگار رسول صلّى اللّه عليه و آله از اين نامها و لقبها هيچ مشهور نبود الّا اسم شيعه « 1 » ، و هيچ لقبى نيست الّا كه حديثى به مدح و ذم آن وارد شد الّا بر شيعه كه هيچ حديثى بر تنقيص اين نام وارد نشد . پس گفت اين نام در عهد رسول صلّى اللّه عليه و آله مشهور بود در ميان صحابه و اين حال چنان بود كه چند تن از اكابر صحابه سلمان فارسى و ابو ذر غفارى و عمار بن ياسر و مقداد بن الاسود الكندى و غير ايشان على الدوام ملازم حضرت امير المؤمنين على صلوات اللّه عليه بودند . سفرا و حضرا و ايشان در ميان صحابه مشهور بودند به شيعهء على تا چون ميان معاويه و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام محاربه افتاد مواليان و محبان امير المؤمنين عليه السّلام به شيعه مشهور شدند و لشكر معاويه به سنى چنان كه ميان دو كس از دو لشكر ملاقات شدى يكى گفتى انت سنى او گفتى و انا سنى ، و مراد بدين لقب شيعه امير المؤمنين بودى نه امر ديگر « ان فى ذلك ، لعبرة لا لي الابصار » . نكته ، در تفاسير اهل البيت عليهم السّلام آمده كه چون حق تعالى ابراهيم خليل را

--> ( 1 ) - پيامبر در مناسبت‌ها و موقعيت‌هاى مختلفى اسم شيعه را مىبرده است كه در كتب اهل سنت هم به برخى از گفتار رسول خدا در باب شيعه اشاره شده است . مانند صواعق المحرقه ابن حجر 161 چاپ قاهره و . . .