عماد الدين حسن بن علي الطبري

45

كامل بهائى ( فارسي )

الْأَبْصارُ ( انعام 103 ) يعنى در نيابد او را ديده‌ها و او دريابد ديده‌ها را و غيره ، لا بد اگر مرئى شود وى را با كيفيت نبينند زيرا كه اگر بىكيفيت بينند مرئى نشود و ذات الكيف محدث باشد ، نيز اگر او را كسى بديد لا بد كه از يكى از اين دو جانب اعراض بايد كرد . اگر خداى تعالى اعراض كند از بنده واى بر آن بنده ، و اگر بنده از وى كند كافر شود . فصل چهارم اكثر اهل سنت خداى را عادل ندانند چنان كه گويند خداى تعالى تكليف ما لا يطاق كند و ابو جهل را امر كرد و او مريد او نبود ، و شايد كه در وقت مرگ ايمان از مؤمن بازستاند و كفر به وى دهد ، و شايد كه فرداى قيامت مؤمن را به دوزخ برد و كافر را به بهشت ، و گويند كه در عقول ما حسن و قبح هيچ چيز معلوم نيست و دائما اين اشياء بنقل معلوم شد و فعل خداى تعالى بىغرض باشد و امثال اين اثبات كند « 1 » . الجواب عنه ، شيعه گويند كه نشايد كه خداى تعالى تكليف ما لا يطاق كند ، و عقلاء گويند كه اين قبيح است بضرورت تكليف كردن اعمى بتنقيط « 2 » مصاحف بر وجه صواب يا امر كردن انسان براى طيران در هوا . و مع هذا سمع وارد شد بانتفاء تكليف ما لا يطاق از حضرت حق تعالى كما قال : لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها ( بقره 286 ) يعنى تكليف نكرده است خداى تعالى هيچ نفسى را مگر به قدر طاقت ، و قال : يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ ( بقره 181 ) يعنى خواسته به شما خداى آسانى را و نخواسته به شما دشوارى را ، و قال : يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً ( نساء 32 ) يعنى خواسته خداى تعالى اين را كه سبك سازد از شما و خلق كرده انسان را ضعيف و امثال اين بسيار است . مسأله ؟ و چون تلبيس و تعميه « 3 » بر حكم او تعالى روا نبود ، نشايد كه امر فرمايد بنده را با ايمان و مريد ايمان نباشد و اگر چنين بودى ابو جهل به ترك ايمان مستحق مدح بودى و ثواب زيرا كه امتثال وى تعالى كرد آنچه كرد ، و اگر وى را حق تعالى بدوزخ برد ظلم باشد

--> ( 1 ) - قائلين به اين عقائد ، اشاعره هستند . دلائل الصدق 1 / 184 - 260 و كتب كلامى آنها مانند شرح تجريد قوشجى و المواقف ايجى و . . . ( 2 ) - تنقيط : نقطه‌گذارى ( 3 ) - تعميه : در تحير انداختن ، گمراه كردن