عماد الدين حسن بن علي الطبري

417

كامل بهائى ( فارسي )

ما نشناسيم منافقان را مگر به دروغ داشتن خدا و رسول او و بازماندن از نمازهاى پنج‌گانه و بغض على بن ابى طالب و مع هذا على را فاروق نگويند ، و آن حضرت بسيار فرمود « انا الصديق الاكبر ، انا الفاروق الاعظم » « 1 » منم صديق بزرگتر بلكه نام او بر عمر نهند . و عثمان را بذو النورين خوانند گويند كه او دو دختر رسول به زن كرد و پيش ما آن دو دختر خواهر خديجه بودند از شوهر كه او را بو هاله نام ، بعضى از ايشان گويند دختران خديجه بودند از شوهر ديگر و على عليه السّلام را ابو السبطين خوانند . و خداى تعالى جملهء زنان رسول را به ام المؤمنين خواند ايشان عايشه را ام المؤمنين خوانند تنها زيرا كه ديگر زنان با على حرب نكردند حال آنكه خديجه اول زنى بود كه در اسلام آمد و چند هزار دينار از زر و جواهر در راه خدا صرف كرد . و رسول صلّى اللّه عليه و آله گفتى : ما نفعنى مال كمالها و رزقنى اللّه الولد منها « 2 » . سودى نكرد مرا مالى چون مال خديجه خدا روزى كرد مرا فرزندى از او براى حرمت او تا زنده بود رسول زنى ديگر نكرد و دائما ذكر خديجه كردى . روزى رسول خدا ذكر خديجه مىكرد عايشه ملامت كرد او را و گفت چند نام خديجه برى خداى تعالى تو را زن بهتر از او داد . رسول فرمود : كلا و اللّه ما بدلت بها من هو خير منها صدقتنى اذ كذبنى الناس ، و آوتني اذ طردنى الناس ، و اسعدتنى بمالها و رزقنى اللّه الولد منها و لم ارزق الولد من غيرها « 3 » . گفت حاشا به خدا كه بدل نگرفتم بر او زنى را كه بهتر از او باشد تصديق من كرد وقتى كه مردم مرا به دروغ داشتند و مرا جاى داد وقتى كه مردم مرا راه ندادند و يارى كرد مرا به مال خود و روزى كرد مرا خداى فرزندى از او روزى نكرد فرزند غير از او . با آنكه عايشه و حفصه اذاعت و افشاى سر رسول كردند در شأن نازل شد : فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْرِيلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ ( تحريم 4 ) و هو على بن ابى طالب « 4 » . و همچنين فرمود : عَسى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَيْراً مِنْكُنَّ مُسْلِماتٍ مُؤْمِناتٍ

--> ( 1 ) - مناقب ابن شهر آشوب 3 / 109 . ( 2 ) - سند اين روايت بدست نيامد . ( 3 ) - بحار الانوار 16 / 8 و 12 با اندكى اختلاف . ( 4 ) - عقد الفريد 4 / 309 و الغدير 3 / 238 .