عماد الدين حسن بن علي الطبري
399
كامل بهائى ( فارسي )
* باب پانزدهم * اختيار امام اتفاق است كه رسول صلّى اللّه عليه و آله در حال حيات خود هرگز توليت رئيسى و اميرى با كس نيفكندى بلكه خد تعيين فرمودى و به مداين و قبائل فرستادى و تجهيز جيوش و تعيين امراء كردى چنان كه چون سريه به موته فرستاد جعفر بن ابى طالب را امير كرد و گفت اگر او را بكشند امير شما زيد بن حارثه باشد و اگر او را بكشند امير شما عبد اللّه بن رواحه باشد پس چگونه روا باشد كه بعد الموت امامى نصب نكند و امت را معطل فرو گذارد . و نيز شفقت او بر امت چون شفقت پدر بود بر فرزند كما قال صلّى اللّه عليه و آله : انما انا لكم كالوالد « 1 » . يعنى به درستى كه مر شما را چون پدرم و در قرآن وارد شد : حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ ( توبه 129 ) يعنى حريص بر شما به مؤمنان دلسوز و مهربان پس با اين عنايت و رأى صائب خود چگونه متوفى شود و نصب امامى نكند و امت را ضايع فرو گذارد و به ضرورت كه او عالمتر بود به سبب وحى كه كدام محل است كه لايق اين كار است و صلاح خلق به او منتظم شود و او مستعد اين كار باشد با آنكه دانسته باشد كه در ميان خلق اختلافى ظاهر خواهد شد كه خبر داد كه « ستفرق امتى على ثلث و سبعين فرقة و الناحية منها واحدة » « 2 » پس اگر بيان آن نكرده بود تقصير كرده باشد در كار دين و آيه : الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ ( مائده 5 ) دروغ باشد و فساد آن بر عقلا مخفى نبوده باشد پس
--> ( 1 ) - سنن ابن ماجه 1 / 114 و سنن دارمى 1 / 172 بنا به نقل اسرار الامامة ص 334 . ( 2 ) - اسرار الامامة 308 به نقل الفرق بين الفرق ص 4 .