عماد الدين حسن بن علي الطبري

394

كامل بهائى ( فارسي )

نشوند : لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ ( توبه 127 ) . جواب ، شفقت خدا بر خلق بيشتر است از شفقت رسول و مع هذا رسول فرستاد و اكثر عالميان به مخالفت رسول كافر شدند و همچنين رسول صلّى اللّه عليه و آله خلق را به شرايع فرمود با آن كه مىدانست كه بيشتر خلق بدان عمل نكنند چنان كه ترك نماز و روزه مىكنند . مسأله ؟ روايت كنند كه « كل ما رآه المسلمون حسنا فهو عند اللّه حسن و ما رأوه قبيحا فهو عند اللّه قبيح » « 1 » هر چه او را مسلمانان نيك دانند پس آن نيك است و هر چه او را مسلمانان بد دانند آن بد است به نزد خدا . الجواب ، مراد ايشان آن است كه اجماع بود بر امامت ابو بكر و اين باطل است كه امير المؤمنين با جمعى بنى هاشم و اكابر صحابه امامت ابو بكر را قبيح شمردند و جمهور شيعه شرق و غرب پس چگونه دعوى آن توانند كرد كه جمله مسلمان خلافت ايشان را حسن شمرده‌اند . مسأله ؟ گويند كه رسول فرمود « لا يجمع امتى على الضلالة » « 2 » يعنى جمع نشوند امت من بر گمراهى چون شايد كه امت فرض و سنت ندانند و بر خطا جمع شوند . جواب ، امامت پيش ايشان نه فرض است نه سنت پس جمع آمدن خطا نبود كه خطا در فرض و سنت گويند . يا آن كه اين خبر در معنى نهى است نحو : فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِي الْحَجِّ ( بقره 193 ) . يا امامت عام نباشد پس مقصود اهل بيت باشد و اگر عام باشد اجتماع بر امامت او عام نبود زيرا كه بنى هاشم و خزرجيان شيعه اهل البيت بر آن جمع شدند . يا عين ( لا يجتمع ) ساكن بوده باشد و راوى معتمد نبوده باشد به ضم روايت كرده ، يا علم اعراب ندانسته باشد و پيش او ساكن و متحرك يكسان بوده باشد بر اين وجه ارتكاب اين منهى چنان باشد كه مناهى ديگر . مسأله ؟ بر على عليه السّلام لازم نبود اعلام ايشان كردن امامت خود را زيرا كه امام چون دريا بود يا چون كعبه مردم با ايشان آيند نه ايشان به مردم حق تعالى را لازم بود نصب كردن

--> ( 1 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 12 / 250 و عيون الاخبار صدوق 2 / 463 باب 45 . ( 2 ) - سنن ابن ماجه 2 / 1303 .