عماد الدين حسن بن علي الطبري

385

كامل بهائى ( فارسي )

* باب سيزدهم * زندگى پيامبر ( ص ) بدان كه حالات او يا حالات كودكى بود و يتيمى در اين زمان ابو طالب و فاطمه بنت اسد پدر و مادر على عليه السّلام كفايت كردند كه : أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى ( ضحى 6 ) اين آوى و جاى امان به اتفاق در خانهء على عليه السّلام بود در حالت اول . و دوم زمان بعثت بود و ايذاى قريش او را على و حمزه و ابو طالب مدد او مىكردند و شر دشمنان و رسول بعد از عنايت اللّه در حمايت ايشان بود و بديشان مستظهر . سيم ، خطبه خديجه بود و بدين كار ابو طالب قيام نمود و خطبت و استعداد آن كار جمله براى رسول او ساخت . و حالت چهارم ، زمان شعب بود عظيم‌ترين مددى در اين وقت مىبايست كردن . مخالفان گويند در آن وقت على عليه السّلام به باغ‌هاى جهودان رفتى و درخت‌ها را آب دادى از آب چاه و اجرت ستدى و به طعام دادى و بر رسول آوردى و به حمايت ، او و پدر او و عمّان او بود . حالت پنجم ، وقت هجرت بود جبرئيل آمد و گفت چهل تن جمع شدند از قريش تا ترا كه محمدى بكشند على عليه السّلام به جاى خويش بخوابان و بگو تا لباس تو در سر گيرد و تو را نگاه دارد به نفس خود و دليل امامت على عليه السّلام اين قدر تمام است به چند وجه جلى . اول ، آنكه در حال غيبت خويش او را به مقام خود خوابانيد و ابو بكر را هرگز اين درجه نبود پس به حكم : وَ لا تَجِدُ لِسُنَّتِنا تَحْوِيلًا ( اسراء 79 ) بايد كه چون غيبت كلى كند هم على قائم مقام باشد . دوم جلى ، تشبيه كرد على عليه السّلام خود را به رسول در آن شب كه به اجازت رسول و