عماد الدين حسن بن علي الطبري

377

كامل بهائى ( فارسي )

و مخالف گويد كه سعد و بن عمر و محمد بن مسلمه و حسان بن ثابت بر على بيعت نكردند و طلحه و زبير بيعت كردند به آخر مغيره بر على طعنها بسيار بزد و عداوت بر او اظهار كرد و به عايشه الحاح نمود و بر آن داشت او را كه بر على خروج كند و با او قتال نمايد و به آخر گفت : تموتين باجلك ، و تدخلين الجنة و تشنع بك على ، ان قتليه ، يعنى عليا و ختل مىميرى به اجل خود و داخل مىشوى بهشت را و تشنيع كرد بر تو على اگر بكشى او را يعنى على را و ابو موسى الاشعرى از آن مشهورتر است كه خيانت كرد با امام مسلمانان و عزل او كرد . و رسول گفت : يا على ان الضغاين فى انفس قوم ، لا يبدونها الا بعدى ، و قال صلّى اللّه عليه و آله ان الامة ستغدر بك من بعدى « 1 » . به درستى كه ضغاين يعنى كينه‌ها در نفس‌هاى قوم است كه ظاهر نكنند او را مگر بعد از من و امثال اين . و رسول فرمود : ان قوما من اصحابى يؤخذ بهم ذات الشمال ، و يذهب بهم الى النار ، فاقول اصحابى فيقال لى انك لا تدرى ما أحدثوا بعدك ، انهم مشوا القهقهرى فاقول لهم بعدا لهم و سحقا « 2 » . به درستى كه قومى را از اصحاب من بگيرند خداوندان دست چپ و ببرند به سوى آتش پس من گويم اصحاب من پس گويند مرا تو نمىندانى ايشان چه‌ها احداث كردند بعد از تو به درستى كه ايشان بازگونه رفتند پس مىگويم من ايشان را دورى باد مر ايشان را هلاك . و قال ان من اصحابى من لا يرانى بعد موتى ، و قال ايضا لا ترجعوا بعدى كفارا يضرب بعضكم رقاب بعض ، و گفت به درستى كه از اصحاب منند آنان كه مرا نبينند بعد از مرگ من و ايضا گفت بر نگرديد بعد از من به كافرى كه بعضى گردن بعضى بزنيد . و نيز روز احد بر سر شهداء بايستاد و گفت : انا الشهيد على هؤلاء . يعنى منم گواه بر اينان بعضى اصحاب گفتند ما نيز اسلام آورديم و جهاد مىكنيم و التماس آن كردند كه در حق ايشان همان لفظ بگويد رسول فرمود « انى لادرى ما تفعلون بعدى » به درستى كه من

--> ( 1 ) - بحار الانوار 28 / 50 و 65 و 76 . ( 2 ) - طرائف 2 / 66 و بحار الانوار جلد 28 روايات زيادى با مضمون قريب به اين حديث نقل شده است .