عماد الدين حسن بن علي الطبري

357

كامل بهائى ( فارسي )

و نيز اولاد فاطمه عليها السلام از على مطالبت نكردند على عليه السّلام لازم نبود از روى شرع به طلب خصم رفتن آرى امام زين العابدين عليه السّلام جواب اين گفته : و من كان غاصبا حقنا فيوم القيمة ميعاده و نيز على عليه السّلام افعال نامرضى و نامشروع ايشان را تغيير نمىتوانست كردن و از تراويح به جماعت كردن نهى فرمود جمله تشنيع كردند و فرياد برآوردند كه « نهينا عن سنة عمر » و نيز براى دفع تهمت تا بر عالميان واضح شود كه گواهى على براى جر نفع نبود چنان كه ابو بكر افتراء كرد . تنبيه ، سبب نحله رسول فدك به فاطمه ابو سعيد خدرى روايت كرد و مخالفان و مؤالفان اين حديث را تصديق كردند كه چون آية : وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ ( اسراء 28 ) نازل شد رسول فاطمه را بخواند و فدك را به او داد « فقال نبى لك » « 1 » و با تسليم نمودن و فاطمه در آنجا متصرف شدن و صاحب يد بودن و از او بينه طلب كردن غايت جهل بود يا تجاهل . سلمنا كه طلب بينه از او به سبب تصحيح نحله بود امير المؤمنين و حسن و حسين عليهم السلام و ام ايمن اقامت شهادت كردند قال اللّه تعالى : وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ ( طلاق 2 ) قال فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ ( بقره 282 ) و گواه گيريد دو صاحب عدل را از شما و اگر دو مرد عادل نباشد پس يك مرد و دو زن را گواه گيريد به ظاهر آيه قبول شهادت ايشان واجب بود و در آيه تخصيصى نيست به ولد و زوج استثنائى نيست از ولد و زوج بلكه عدالت شرط كرد و از معصوم عادل‌تر كه باشد ، و اگر نحلت بود نحلت اولاد را رجوع نباشد خاصه بعد از مرگ و آيهء ميراث عام است . و مخالف گويد زكريا كه وارث طلب كرد وارث نبوت بود كه طلب نمود نه دنيا وى از مال . جواب ، از اين سؤال قدح نبوت زكريا است « و حاشا من ذلك » و كفر وى زيرا كه گفت : إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي ( مريم 5 ) اجماع كرده‌اند مفسران كه مراد از موالى اينجا پسران عم‌اند اگر وارث نبوت خواسته باشد از خدا التماس كرده اشد كه وارث نبوت به من ده تا ابن عم من نبى نباشد و نبوت به مشورت نباشد و نه به استدعا بلكه به استحقاق آن محل دفع نبوت ابن عم دليل كفر زكريا باشد و عدم رضا به قضاى خدا و حضرت زكريا از اين برى تا آنكه به آخر گفت : وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا « مريم 6 » نبى به ضرورت رضى باشد

--> ( 1 ) - كنز العمال 2 / 158 بنا به نقل فضائل الخمسة .