عماد الدين حسن بن علي الطبري

358

كامل بهائى ( فارسي )

اگر مراد وراثت نبوت بود تكرار لازم آيد بىفائده و از ظاهر كلام بىدليل عدول نشايد كردن غايت كار آن باشد كه مخالف وراثت گويد نحلت ثابت نشد و حديث « نحن معاشر الانبياء » وارث شد ترجيح به اين خبر دوم است . الجواب ، حديث وراثت ابو سعيد خدرى اتفاق و متلقى به قبول كه رسول در حال حيات خود به او داد و اين حديث ابو بكر مطعون و غير متلقى به قبول پيش مهاجر و انصار . سلمناه جد لا حديث معارض شد به حديث و ثابت ماند ميراث به آية : يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ ( نساء 12 ) و امثال آن و اتفاق اهل قبله است كه ذو الفقار اول از آن رسول بود و على عليه السّلام به وجه هبه مىداشت بازگرفتن فدك و رها كردن ذو الفقار نبود الا عناد و خصومت با رسول و رد به آيه « يوصيكم اللّه » . و همچنين عايشه دعوى حجره كرد كه به ميراث از من است و گواهى مىداد كه فاطمه را ميراث نيست چه طرفه مادر مؤمنان است . صادق عليه السّلام گويد كه رسول را چند چيز بود اول فدك ، دوم حسى ، سوم مشربه ام ابراهيم ، چهارم زلال ، پنجم ميثم ، ششم صافيه ، هفتم عواف ديرفه كه رسول به فاطمه داده بود و ابو بكر از او بازگرفت و باقى شيوخ نسبت او برفتند به گواهى عمر و ابو عبيده و معاذ جبل و سالم مولاى ابو حذيفه . و به روزگار عثمان عايشه بيامد و ميراث رسول طلب كرد عثمان گفت چنان كه پدرت شهادت تو بر فاطمه امضا كرد من نيز شهادت تو بر تو امضا كنم يعنى ميراث به تو ندهم از رسول « 1 » . فصل دوم در بعضى اشياء كه خلفا به مخالفت امير المؤمنين على عليه السّلام و بنو هاشم بگردانيدند مخالف روايت كند كه رسول فرمود : الوقت الاول رضوان اللّه و الوقت الآخر عفو اللّه « 2 » . و عفو با اعذار باشد چون مرض يا غير آن چون شنيدند كه بنى هاشم نماز را به وقت رضوان مىكنند ايشان وقت عفو اختيار كردند . و همچنين مسح بر خفين به مخالفت على و بنى هاشم بنهادند زيرا كه مىشنيدند كه

--> ( 1 ) - بحار الانوار 31 / 295 . ( 2 ) - سند اين روايت را پيدا نكرديم .