عماد الدين حسن بن علي الطبري
344
كامل بهائى ( فارسي )
ابو بكر گفت شهادت او مردود است كه زنى عجمى عربى فصيح نداند و شهادت على و حسن و حسين رد كرد ، كه جر نفع جهت خود مىكنند ، و على و حسن و حسين در ايام دولت خود در آنجا تصرف نكردهاند تكذيب كلام او را تا بدانند مردم كه غرض از گواهى جر نفع نبود بلكه غرض امتثال فرمان الهى بود كه : وَ أَقِيمُوا الشَّهادَةَ لِلَّهِ ( طلاق 2 ) . و از جمله اهل قبله است كه رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : على مع الحق و الحق مع على ، يدور معه حيث ما دار « 1 » ، و هو رجل من اهل الجنة . على با حق است و حق با على است مىگردد با او هركجا كه او مىگردد و او مرديست از اهل بهشت . شخصى بدين صفت به قول رسول صلّى اللّه عليه و آله چگونه اقامت شهادت كند به دروغ . فاطمه از ايشان برنجيد و سوگند ياد كرد كه با ايشان سخن نگويد تا به روز مرگ و وصيت كرد كه نگذارند كه ايشان به جنازه او حاضر آيند و او را پنهان در گور كنند چون چنان كردند بنا بر وصيت او بود . عمر طلب كرد قبر او را كه بيرون آورد و نماز كند طلب كردند و نيافتند . و هم اعادى را اتفاق است كه رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت كه : فاطمة بضعة منى من اذاها فقد اذانى ، من اذانى فقد اذى اللّه « 2 » . فاطمه پارهاى است از من هر كه برنجانيد او را به تحقيق رنجانيد مرا و هر كه رنجانيد مرا به تحقيق رنجانيده خداى را . و قال اللّه تعالى : إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِيناً * وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً ( احزاب 57 - 58 ) به درستى آنان كه برنجانند خداى و رسول او را لعنت كرده ايشان را خداى در دنيا و آخرت و مهيا ساخته براى ايشان عذاب خواركننده ، و آنان كه برنجانند مؤمنان را به غير آنچه كسب كردهاند پس به تحقيق برداشتند بهتان را و گناه روشن را . از صادق آل محمد صلّى اللّه عليه و آله روايت است كه فاطمه عليها السّلام رنجور به در خانههاى هر يك از مهاجر و انصار رفت هيچ يك از ايشان معاونت او نكردند و از براى خذلان ايشان رنجيده رحلت كرد « الا عباد اللّه المخلصين » و از سبب ظلم جمعى و رضاى گروهى عالميان از زيارت فاطمه محروم ماندند .
--> ( 1 ) - مناقب ابن شهر آشوب 3 / 76 و فضائل الخمسة 2 / 122 و 3 / 109 . ( 2 ) - مناقب ابن شهر آشوب 3 / 380 و شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 16 / 387 و 391 .