عماد الدين حسن بن علي الطبري

313

كامل بهائى ( فارسي )

رضاى زنى « 1 » . فاطمه رنجور بماند چهل شب « 2 » تا چون عمر او به آخر آمد على عليه السّلام را و اسماء بنت عميس خثعميه و ام ايمن را بخواند و گفت خبر مرگ به من داده‌اند وصيت مىكنم شما را . على گفت بگو آنچه خواهى . فاطمه وصيتها بكرد . و فرمود يا على عليه السّلام من رضاى خدا و رسول و تو كه شوهر منى مراعات كردم ، و هرگز دروغ نگفتم ، و بقهقهه نخنديدم و امثال اين بگفت . و گفت بايد كه بعد از من امامه را بزنى اختيار كنى كه او زنى باشد مشفقه بر اولاد من ، و من ملائكه را مىبينم كه حاضر شدند به تجهيز كار من بايد كه اسماء و فلانه و فلانه تا چهار زن به كار من حاضر شوند و زينهار كه مرا پنهان دفن كن تا دشمنان خدا و رسول به جنازهء من حاضر نشوند و نماز بر من نكنند . چون جان به حق تسليم كرد زنان قريش فرياد برآوردند و حسن و حسين عليهما السّلام و ام كلثوم به گريه و نوحه درآمدند به ماتم و مردم به گريه ايشان گريستند . ابو بكر و عمر درآمدند و تعزيت على عليه السّلام گفتند . على جواب نداد . پس گفتند بايد كه ما را خبر دهى از براى حضور نماز جنازهء فاطمه . على عليه السّلام جواب نداد . عمر گفت يا ابا بكر على از غم و فراق فاطمه به ما جواب نمىدهد . سلمان بيرون آمده گفت هر كس به خانهء خود رود كه امروز فاطمه را دفن نخواهند كرد . عمر با ابو بكر گفت به خدا كه غرض ايشان آن است كه فاطمه را پنهان دفن كنند و ما به جنازهء او حاضر نشويم . چون خلق بازگرديدند و از شب پاره‌اى برفت و مردم به خواب رفتند جنازه فاطمه را حاضر كردند على عليه السّلام و حسن و حسين و سلمان و ابو ذر و مقداد و عباس و پسران او

--> ( 1 ) - كتاب سليم بن قيس هلالى 391 و بحار الانوار 28 / 303 و 43 / 198 . ( 2 ) - در تاريخ شهادت بانوى بزرگ عالم اسلام بين محدثين و مورخين اختلاف است كه دو قول مشهور است : الف : 13 جمادى الاول « 75 روز بعد از پيامبر ( ص ) » ب : 3 جمادى الثانى « 95 روز بعد از پيامبر ( ص ) » و اقوال ديگر عبارتند از : 1 - 15 روز بعد از رحلت پيامبر ( ص ) . 2 - 40 روز . 3 - دو ماه . 4 - 72 روز . 5 - 85 روز . 6 - سه ماه . 7 - 100 روز . 8 - چهار ماه . 9 - 65 روز . 10 - شش ماه 11 - هشت ماه .