عماد الدين حسن بن علي الطبري
134
كامل بهائى ( فارسي )
باشند . و على عليه السّلام گفت : انا اولى بمجلس رسول اللّه ، و لكنى اشفقت ان يرجع الناس كفرا « 1 » . يعنى من اولىام به مجلس رسول خدا و ليكن ترسيدم كه مردم بكفر خود راجع شوند . و همچنين گفت : لو لا قرب عهد الناس بالكفر ، لجاهدتهم « 2 » . يعنى اگر مردم قريب العهد به كفر نبودندى بتحقيق كه با ايشان جهاد مىكردمى . و گفت : كيف يكونان خير امة و قد عبدت اللّه قبلهما ، و عبدته بعدهما ، چگونه ايشان بهتر امت توانند بود و من عبادت كردم پيش از ايشان و بعد از ايشان . و نيز دليل بر كذب اين حديث قول ابو بكر است « لست بخيركم ، و على فيكم » « 3 » و بر اين اتفاق است كه على عليه السّلام هرگز خير ايشان را نگفت و چون ذكر ايشان كردى جز شكايت نكردى كه با من خيانت كردند و بر من ظلم كردند و اگر خير الامة بودندى بر خاندان طهارت ظلم نكردندى و اگر ايشان خير الامةاند جمله كسان خير الامةاند . مخالف در حق على عليه السّلام روايت كند كه رسول گفت چنان كه صاحب كتاب مشاهير الصحابة احمد البيهقى گويد كه « من اراد ان ينظر الى آدم الخ » آنچه در اين پنج پيغمبر اولو العزم صفات متفرق بودند در على عليه السّلام بقول او جمع بود چگونه نه شايد كه به حضور چنين شخص مشركى تائب خير الامة باشد « سبحانك ، هذا بهتان عظيم » . * ( حديث چهارم ) * گويند ابو بكر در بر خويشتن ببست و گفت : هل من مستقيل ؟ فاقله ، فقال على عليه السّلام قدمك رسول اللّه ، فمن ذا يؤخرك « 4 » . آيا كسى باشد كه پشيمانى من قبول كند كه من اظهار پشيمانى كنم پس على گفت ترا تقديم داد رسول خداى پس كيست كه ترا مؤخر سازد . الجواب ، اگر اين راست بودى على بر وى بيعت كردى زودتر از جمله صحابه و كار او به سقيفه بنى ساعده محتاج نبودى اما به ضرورت به مذهب ما على مظلوم و مغصوب عن
--> ( 1 ) - بحار 49 / 192 بنقل از عيون الاخبار صدوق با اندك اختلاف ( 2 ) - اسرار الامامة 327 بنقل از الرسائل العشر طوسى 125 ( 3 ) - دلائل الصدق 3 / 13 و الغدير 7 / 138 و 10 / 23 ( 4 ) - الغدير 8 / 60 - 64 با اندك تفاوت . اين روايت در عيون الاخبار صدوق در مجلس مأمون و يحيى بن اكثم عينا نقل شده است .