عماد الدين حسن بن علي الطبري

124

كامل بهائى ( فارسي )

اما آنچه عمر خطاب بدان منفرد و متخصص است . يكم ، آن كه قباله از آن فاطمه بود دريد . دوم ، آن كه پنجه بر روى فاطمه زد چنان كه اثر آن بر روى او ظاهر شد . سوم ، در شكم فاطمه زد . چهارم ، متعه نساء برداشت ، و عبد اللّه عباس گفت : ما كانت المتعة الا رحمة رحم اللّه بها امة محمد لو لا عمر نهى عنها ما احتاج الى الزنا الاشقى و النفر القليل من الناس . نبود متعه مگر رحمتى كه كرده بود خداى آن رحمت را بر امت محمد اگر عمر نهى نكردى محتاج به زنا نشدى مگر بدبختى و گروه اندك از آدمان و اين حديث جار اللّه ايراد كرد در كتاب مترجم الاخبار . پنجم ، متعه حج بينداخت چنان كه : متعتان كانتا على عهد رسول اللّه حلالين و انا احرمهما و اعاقب عليهما ، متعه النساء و متعه الحج « 1 » . ششم ، اول كسى كه معرفان « 2 » بگرفت او بود . هفتم ، اول كسى بود كه در اسلام ديوان بنهاد . هشتم ، اول كسى كه گواهى مملوك رد كرد او بود . نهم ، اول كسى كه خراج بنهاد او بود . دهم ، او بود كه مساحت زمين عامر و غير عامر بكرد . يازدهم ، در مسائل زكات تغيير بسيار بكرد . دوازدهم ، بدعت نماز چاشت بنهاد . سيزدهم ، تفضيل عرب نهاد بر عجم و بر موالى در عطا « 3 » . چهاردهم ، بسيارى از مسائل ميراث دفع كرد و از آن كه مشهور بود بگردانيد و بدعت‌ها بنهاد در آنجا چون عول و مانند آن .

--> ( 1 ) - اسرار الامامة 439 بنقل از مسند احمد 1 / 52 و شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 12 / 395 و 360 و الغدير 6 / 250 - 255 ( 2 ) - معرفان يعنى عريف و عريف به معناى نقيب و كارگزار مىباشد . ( 3 ) - الغدير 6 / 224 و بحار الانوار 31 / 35 و 40 . خليفه دوم خودش كه اعراب را بر غير اعراب تفضيل مىداد به ديگران هم وصيت مىكرد . كتاب سليم بن قيس هلالى 281 - 286 و بحار الانوار 33 / 261