عماد الدين حسن بن علي الطبري

109

كامل بهائى ( فارسي )

* باب ششم * آياتى كه بدان عمل نشد در سنهء كه بنده كمينه مصنف اين كتاب معتكف عتبهء جلال خواجه جهان بهاء الدين محمد بن محمد صاحب الديوان بود روزى در خدمت جمعى علماء بر طريق افاده بسيارى از مسائل دينيه علما و عملا در آن روز عرضه كرد جمله در مذهب شيعه چون از آنجا بيرون آمد منظور خاطر حاضران مرفه و مرضى الحال شد لنظام المذهب آن روز از وقت زوال تا به غروب آفتاب صد و چهل آية قرآن در خاطر جمع كرد كه صحابهء رسول صلّى اللّه عليه و آله بر آن عمل نكردند الّا از براى خوف اطالت كتاب چهل آية ضبط كرد و باقى را براى تخفيف طرح كرد از اين كتاب . آية اول : عمل نكردند به آية خمس : وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ ( انفال 42 ) بدانيد اى مؤمنان كه آنچه غنيمت گرفتيد شما از چيزى پس بدرستى كه مر خداى راست خمس آن را و مر رسول و خويشان و يتيمان و مساكين را . پس طعنه زدند در اين آيه و خمس از سادات مشرق و مغرب بازگرفتند و از دور رسول صلّى اللّه عليه و آله تا بروز قيامت سادات اهل بيت را محروم و محتاج خلق گردانيدند و عاجز و ذليل اهل عالم بواسطهء عداوت امير المؤمنين و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام و مقصودشان آن بود كه ايشان درويش و محتاج باشند بديشان و ايشان را دوستى نباشد و نه خدمتكارى و نه جاى زيرا مىديدند كه آدمى طامع‌اند و گرد آن كس گردند كه او را چيزى باشد و بدين سبب كار عترت رسول صلّى اللّه عليه و آله در انحطاط و تغير افتاد و از امير المؤمنين و اولاد او هيچ كس مستحق اين ادرار و انظار و مساهمه با خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله نشد در دلهاى عالميان . آية دوم ، عمل نكردند به آيه : قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ( شورى 22 ) بگو اى قوم نمىخواهم از شما اجرى بر اين ارشاد كه كردم شما را مگر به دوستى با