عماد الدين حسن بن علي الطبري

110

كامل بهائى ( فارسي )

خويشان من . پس بخلاف اين آية عداوت اختيار كردند ، و ببدل واجب محظور « 1 » اختيار كردند و حقوق دينى چون امامت عالميان و دنيوى چون خمس را از ايشان منع كردند . حق تعالى محبت هيچ طائفه به تعيين واجب نكرد بر عالميان مگر محبت على و اولاد او عليهم السّلام و اين مجرد منقبتى عظيم است ايشان را . آية سوم : ابو بكر معزول شد به قول خدا و رسول از اداى آيات اول سوره برائت باهل موسم و امير المؤمنين عليه السّلام منصوب شد به اين كار بقول خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله . آية چهارم ، ابو بكر و عمر معزول شدند از حمل رايت در خيبر و على عليه السّلام منصوب شد پس انهزام ايشان دليل است كه عمل نكردند بر آية : يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ ( صف 4 ) دوست مىدارد خدا آنان را كه جنگ مىكنند در راه خدا صفى كه گوئيا ايشان بالا بر بالاى هم آمده‌اند . آية پنجم ، عثمان عمل نكرد به آية : وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ( انعام 52 ) مرانيد آن چنان كسانى را كه مىخوانند پروردگار خود را به صباح‌ها و شام‌ها و مىخواهند رضاى خداى را و ابو ذر غفارى جندب را از شهر برانيد . آية ششم ، عمل نكردند به آية : وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ( اسراء 38 ) حكم مكن بر آنچه نيست ترا به آن چيز علم چنان كه معلوم است امير المؤمنين دستگير ايشان بود در حل معضلات . آية هفتم : ابو بكر عمل نكرد به آية : الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ ( نور 2 ) زن زناكننده و مرد زناكننده پس تازيانه بزنيد هر يك از ايشان را صد تازيانه وقتى كه هر دو عزب باشند حكم خدا اين بود و حد نراند بر خالد وليد كه با زن مالك بن نويره زنا كرده بود . آية هشتم ، عمل نكردند به آية : فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِينَ جَلْدَةً ( نور 4 ) پس تازيانه زنيد آن را كه مست باشد هشتاد تازيانه ، و حد نه راند بر شيبه كه خمر خورده بود و مست در محراب افتاده بود و قى در محراب كرده « 2 » ، و همچنين عبد اللّه عامر كه مست بود و

--> ( 1 ) - محضور : ممنوع ، حرام ( 2 ) - در تاريخ اسم اين شخص و اينكه چه زمانى شراب خورده يافت نشد .