الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
677
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
به وسيلهء لطف و كرامت و مژده به بهشت . « فاستجيب له ما هو خير له » يعنى در برابر دعايش آنچه به صلاح او است و براى بنده بهتر است مىكند و آن را استجابت دعا ناميده به اعتبار اينكه بنده آنچه را خواهد براى خير خود خواهد و در حقيقت او دعاى براى خير خود مىكند و در تشخيص آن خطا كرده است و در آخر مىفهمد كه آنچه خدا براى او داده خير بوده نه آنچه را خودش خواسته است چنانچه كودك بيمار آنچه كشندهء او است مىخواهد و پدرش به او پول مىدهد و چون سالم و عقلمند شد مىداند كه پدر خيرِ او را خواسته . از مجلسى ( ره ) - اكله ، بر وزن قرعه ، دردى است در عضو كه آن را مىخورد و بر وزن فاعله دردى كه گوشت را مىخورد . « في دين الرجل » يعنى در زيان و نابودى آن و گفتهاند اكله به معنى لقمه است . غيبت ، اين است كه پشت سر كسى سخنى گويد كه اگر آن را بشنود غمناك شود به شرطى كه مستور و آبرومند باشد و اگر اين بدگوئى راست باشد غيبت است و اگر دروغ باشد بهتان است ، از جوهرى . اين معنى لغت است ولى مقصود از غيبت در نظر شرع ياد كردن انسان معينى است بدان چه بد دارد به او نسبت دهند با اينكه در او هست و در عرف نقص او محسوب شود با قصد بدگوئى و نكوهش او ، به زبان باشد يا اشاره با كنايه گوشه زند يا تصريح كند و اگر غير معين باشد غيبت محسوب نيست چون بدگوئى از يكى از اهل بلد ، شيخ بهائى گفته : اگر از يكى از دو نفر بطور نامعلوم بد گويد آن هم غيبت است چنانچه دو قاضى در شهر است و بگويد يكى از آنها فاسق است . اگر در حضور كس بد گويد غيبت نيست گرچه حرام است از نظر آزار به او مگر به قصد پند و اندرز او باشد .