الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

678

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

اگر كسى از ذكر فسق او بدش نيايد بلكه بسا شاد هم بشود در اين صورت غيبت نيست . اگر به كسى بدى نسبت دهد كه در او نيست ، غيبت نيست بلكه تهمت است . اگر عيب شايع و فسق متعارفى را به كسى نسبت دهد كه نقص محسوب نيست غيبت نباشد مگر اينكه در او مخفى باشد كه در اين صورت احوط ترك آن است . اگر عيب كس را نزد طبيب گويد براى اينكه درمان كند يا نزد حاكم براى اينكه به او ترحم كند غيبت نيست زيرا قصد نكوهش نداشته است . اگر در مقام نهى از منكر بدِ كسى را بگويد غيبت حرام نيست . و از شهيد ثانى ( ره ) مجوزات غيبت را به اين شرح نقل كرده است : بدان كه مورد رخصت در ذكر بدى ديگرى يك غرض صحيح در شرع است كه متوقف بر آن است و آن را در ده مورد شمرده‌اند : 1 - ظلم در حكم براى كسى كه از طرف قاضى به او ستم شده روا است كه از او نزد هر كس اميد رفع ستم را دارد شكايت كند . 2 - براى جلوگيرى از منكرات . 3 - در مقام استفتاء چنانچه به صاحب فتوى گويد : پدر و برادرم به من ستم كردند و چطور خود را خلاص كنم . 4 - بر حذر داشتن مسلمانى از وقوع در فتنه و فساد و خطر چنانچه اگر ديدى نااهلى عوام را فريب دهد آنها را به حالِ او واقف كنى . 5 - در جرح و تعديل گواهان و راويان و از اين راه است كه علماء كتب رجال نوشته‌اند و راويان را به ثقه و معيوب تقسيم كرده و اسباب جرح و فسق راويان را درج كرده‌اند .