الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
671
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
از مجلسى ( ره ) - در حكايت گفتار ابليس از تكلم كه در كلمهءاى واى بر من است ، به غايب تعبير كرده است و لقى فرموده براى بر كنار داشتن خود از نسبت شر به خويش در عبارت و اگر چه در معنى به ديگرى منسوب است و نظير آن در كلام شايع است . در نهايه گويد : در حديث آمده كه چون آدمىزاده آيهء سجده خواند و به سجده رود شيطان گوشهاى گيرد و بگريد و بگويد : اين واى بر من . واى ، كلمهء اندوه و هلاكت و مشقت از شكنجه است هر كه در سختى افتد گويد : اى واى . و معنى نداء در اينجا اين است كه اى واى من واى اندوه من و هلاكت من واى شكنجهء من پيش آى كه اينك وقت تو است و دوران تو است و اضافهء ويل به ضمير غايب از نظر حمل بر معنى است و عدول كرده است از اينكه بگويد : اى واى بر من براى اينكه بد داشته واى به خود نسبت دهد ، انتهى . اين همه تأكيد در منع ادامهء قهر و متاركه ميان مسلمان براى اين است كه اساس و پايهء اسلام بر همكارى و دوستى و مهرورزى با يك ديگر است ، و چون وسائل رنجش خاطر و قهر از هم خواهى نخواهى به ميان مىآيد بر مسلمان لازم است كه گذشت كند و بدان ادامه ندهد تا كم كم به كينه و دشمنى و مفاسدِ ديگر نكشد و جامعهء متحد مسلمانى از هم نپاشد ، البته اين در صورت مسلمان بودن طرف است و اگر نفاق و بىدينى در ميان آيد حكمِ ديگر دارد چنانچه روايت دارد كه فاطمهء زهرا ( ع ) پس از غصب فدك از عمر و ابى بكر عمرانه قهر كرد و ترك مكالمه و مراوده نمود . از مجلسى ( ره ) - گويا مصنف ( ره ) اين حديث را در بابِ قطعِ رحم آورده براى آنكه تباغض شامل ارحام هم هست و براى آنكه حالقه در اخبار ديگر به قطعِ رحم تفسير شده است و شايد منظور از آن در اين خبر هم همان قطعِ رحم باشد به اين معنى كه تباغض ميان مردم هم از جمله مفاسد قطع رحم است كه دين را بن كن مىكند ، پايان نقل از مجلسى ( ره ) .