الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

672

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

من گويم ، تعبير از مطلق تباغض و دشمنى ميان مسلمانان به حالقه كه معنى قطعِ رحم دارد از اين نظر است كه مسلمانى يك پيوند خويشاوندى روحى است و به اين اعتبار مسلمانان و مؤمنان با هم برادرند . رَحِم ، در اصل بچه‌دان است كه محل پرورش طفل است در درون . و خويشى را رحم گويند از جهت آنكه از آن پديد آيد . از مجلسى ( ره ) - اين به تجربه رسيده است و يك سببش اين است كه با هم نزاع مىكنند و نزد ظلمه و حكام جور به مرافعه مىروند و مال خود را به آنها رشوه مىدهند و به علاوه به وسيلهء نزاع ناتوان مىشوند و اشرار بر آنها مسلط مىگردند و اموال آنها را مىگيرند . از مجلسى ( ره ) - يعنى عاق هر دو يا يكى از آنها و ظاهرش اين است كه عاق به بهشت نمىرود و ممكن است حمل آن بر كسى كه آن را حلال شمارد . مقصود مراتب ناسپاسىِ حقوقِ خويشان آن است كه بدتر از همه كشتنِ پدر و مادر است و منافات ندارد با اينكه كشتن امام از آن بدتر است زيرا آن بدترين مراتب كفر است - از مجلسى ( ره ) . از مجلسى ( ره ) - اين دو حديث دلالت دارند كه مطلق واجبات از امور مستحبه برترند و مواردى از اين قاعده استثناء شده است ، و از شهيد ( روّح الله روحه ) نقل كرده است كه در قواعد خود گفته : واجب ، غالباً از مستحب افضل است چون مصلحت بيشترى دارد و در حديث قدسى هم فرموده است : بنده ، به عملى به من تقرب نجويد بهتر از آنچه بر او واجب كردم ، و چند صورت از اين قاعده جدا شده است : 1 - ابراء بدهكار كه مستحب است و بهتر از مهلت دادن به دو است در صورتى كه ندارد بدهد با آنكه واجب است . 2 - اعادهء نمازى كه فرادى خوانده شده مستحب است و افضل است