الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
775
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
و نفرموده شماها نبايد تقيه كنيد ، يعنى الغاء تقيه در اين موارد مخصوص به ائمه ( ع ) است يا براى آنكه مىدانند ضررى به آنها نمىرسد و خدا آنها را حفظ مىكند با به واسطهء اينكه اين احكام از مذهب آنها معروف است و تقيه بردار نيست تا آنكه گويد . 2 - چون در اين موارد تقيه محقق نيست براى آنكه ننوشيدن مسكر به عذر ضرر و غيره ممكن است و مسح بر خف هم نزد مخالفان تعين ندارد و غسل به نظر آنها اولى است و در متعه حج هم امرى است كه با نيت انجام مىشود و كسى بر آن مطلع نيست و بعد از سعى و طواف انجام تقصير به گرفتن مو و ناخن به طور محرمانه بسيار آسان است . شما را با زبان خود بخورند ، يعنى دشنام و ناسزا گويند و با سخن چينى در نزد حكومت جور شما را گرفتار زندان و چوبهء دار و اعدام سازند . از مجلسى ( ره ) - عامه و خاصه روايت كردهاند كه قريش ، عمار و پدرش و مادرش را به نام ياسر و سميه واداشتند كه از دين برگردند ، پدر و مادرش نپذيرفتند و آنها را كشتند و عمار زبانى آنچه را خواستند انجام داد ، به رسول خدا ( ص ) گفته شد : عمار كافر شده ، فرمود : نه هرگز عمار از سر تا قدم پر از ايمان است و ايمان با گوشت و خونش آميخته ، عمار گريان نزد رسول خدا ( ص ) آمد ، رسول خدا اشك از دو چشمش پاك كرد و فرمود : چرا چرا اگر دوباره هم تو را گرفتار كردند براى آنها بگو هر چه گفتى . در نهج البلاغه است كه امير المؤمنين ( ع ) به ياران خود فرمود : پس از من مردى بر شما چيره شود گلو گشاد و شكم گنده ، هر چه يابد بخورد و دنبال باقى گردد او را بكشيد و هرگز نخواهيد كشت هلا او شما را وادار به دشنام بر من و بىزارى از من ، اما به من دشنام را بدهيد كه مايهء پاكى من و نجات شماها است و اما از من بىزارى نجوئيد كه من به آفرينش