الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
733
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
حكمت : دانشهاى درست با كردار است ، يا علومى است كه از خدا افاضه شود دنبال طاعت او . راغب گويد : حكمت ، رسيدن به حق و واقع است از روى دانش و خرد ، حكمت خدا دانستن هر چيز و آفرينش آن است چنانچه بايد ، حكمت انسان شناسائى موجودات و كردار خوب است و اين همان است كه لقمان بدان ستوده شده در قول خدا كه : « وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ » يعنى « محققاً به لقمان حكمت آموختيم » . از مجلسى ( ره ) - صدر اين خبر در باب رضا به قضا گذشت تا آنجا كه : هلا ، به راستى زهد ، در آن خبر بود كه زهد 10 جزء است ، و بعضى 10 جزء را ترك حب 10 چيز دانستهاند كه : 1 - مال 2 - اولاد 3 - لباس 4 - خوراك 5 - زوجه 6 - خانه 7 - مركوب 8 - انتقام از دشمن 9 - حكومت 10 - حب شهرت به خوبى ، و اين تكليفى است كه بدان نيازى نيست ، و بعضى اقسام زهد در حديث 12 بيايد . از مجلسى ( ره ) - « انّما ارادوا » يعنى پيغمبران و اوصياء و اصحاب پاك آنها . از مجلسى ( ره ) - « ان القلب اذا صفا » يعنى دل و روح انسانى چون از عالم ملكوت است و بدين جهان پست فرود آورده شده و به تعلقات بدن گرفتار گرديده ، براى تحصيل كمالات و به دست آوردن سعادات چنانچه جامه را بسا كه با بعضى كثافات بيالايند تا پس از شستن سفيدتر گردد و پاكتر شود از آنچه كه بود ، و چون روح به شقاوت گرويد به اين علائق جسمانيه و شهوات دنياويهء ظلمانيه چسبيد ، به حيوانات مىپيوندد و بلكه گمراهتر از آنها گردد ، و اگر به شريعت حقّه چسبد و عمل به نواميس الهيه كند ، و رياضات بدنيه كشد تا چشم عين اليقين او باز گردد و با آن چشم درست به اين عالم نگرد ببيند كه تنگ و تار و فانى و هراس آور و نيرنگ باز