الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
729
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
گردند ، يكى از افاضل گفته است : هر كه نرمى نكند درشتى كند و خشم گيرد ، و خشم ، او را به كارى يا گفتارى كشاند كه ايمانش را ببرد . سل ، اين است كه چيزى را به نرمى بيرون كشى . . . و مقصود اين است كه از رفق و لطف به بندههايش كم كم كينه را از سينهء آنها بيرون كشد و گر نه يك ديگر را نابود مىكردند . و گفتهاند : يعنى يك باره آنها را مكلف به بيرون كردنِ آن نكرده تا بر آنها سخت باشد و اين دور است ، و محتمل است معنى اين باشد كه به پيمبران و اوصياء دستور داده تا بندههاى كافر و منافق او نرمش كنند و به آنها احسان نمايند و دلشان را به دست آرند با مال و حُسن معاشرت و به اين وسيله كينهء خدا و رسول و مؤمنان را از سينهشان خرده خرده بيرون كشند . يا مراد اين است كه آنها را وادار كند خرده خرده كفر و نفاق خود را آشكار كنند تا مؤمنان در دامِ آنها گرفتار نشوند و فريب آنها را نخورند چنانچه فرموده ( 29 سوره محمد ) : « بلكه پندارند آنها كه دل بيمارند خدا كينههاشان را بيرون نياورد » يعنى كينههاى آنها را در بارهء مؤمنان ، سپس فرمايد : « و اگر خواهيم آنان را به تو بنمائيم و از رخسارهشان آنها را شناختى و از گوشههاى گفتارشان هم خواهى شناخت و خدا كردارهاىِ شما را مىداند ، همانا زندگى دنيا بازى و سرگرمى است و اگر بگرويد و پرهيزكارى كنيد مزد شما را بدهد و اموال شما را نطلبد و اگر بطلبد آنها را از شما و اصرار كند دريغ كنيد و كينههاى شما بيرون ريزد » . « و مضادتهم لهواهم » چند وجه دارد : 1 - عطف به اضغان باشد ، يعنى از لطف خدا به بندهها اين است كه مخالفت هوا و دلخواه را از آنها دفع كرده و ميان آنها الفت داده . 2 - عطف بر « تسليه » باشد ، يعنى از لطف خدا است به بندههاى مؤمن خود كه كفار و مخالفان را با هم ضد و مخالف نموده ، و اگر همه متفق و همدست مىشدند مؤمنان را بُن كن مىنمودند ، چنانچه خدا تعالى