الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

680

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

است كه ذريه را از پشت او چون ذر بر آورد و أُفُق را با آنها پُر كرد ، و برخى را نور پاك و برخى را ظلمت محض و بعضى را نور با ظلمت وانمود ، چون آدم آنها را ديد از فزونى و اختلافشان عجب كرد و عرض كرد : پروردگارا اينان چه‌اند ؟ خدا عز و جل فرمود : اينان ذريه تواند ، مىخواست همه را به او معرفى كند و سراسر آفاق را به آنها پر كند و به او بفهماند كه نژادش چون مورچه فزونند تا قدرتش را به او بفهماند و او را به اتصال نسل و كثرت نفوس مژده دهد ، و خبر را تا آخر نقل كرده و گفته است : خدا به اين وسيله آدم را از نژاد خود آگاه كرد و آنها را به ذرى كه از پشت او در آيد وانمود كرد و آن را نشانهء كثرت نژادش ساخت ، و ممكن است كه آنچه را از پشت او در آورد اجسام ذريهء او باشد نه ارواح آنها ، و همانا خدا اين كار را كرد تا آدم را به سرانجامش رهنمائى كند و قدرت و سلطنت و عجائب صنعت خود را به وى نمايد و او را به كائنات آينده مطلع سازد ، يقين او بيفزايد تا تشويق به طاعتش كند و او را به فرمانبرى و ترك عصيان وادارد . و امّا اخبارى كه گويند : ذريهء آدم در عالم ذر بازپرسى شدند و به سخن آمدند و پيمان از آنها گرفته شد و اقرار كردند ، از اخبارِ تناسخيها است و در آنها حق و باطل به هم آميخته شده ، و آنچه در بارهء اخراج ذريه درست است همان است كه ما گفتيم نه جز آن . سپس فصلى در استدلال به آيهء « وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ » بيان كرده و آن را منطبق بر بيان عالم ذر ندانسته چنانچه ما شرح مختصر آن را بيان كرديم . سپس در شرح موضوع از تفسير رازى چنين گفته است : معتزله اتفاق دارند كه آيه بر عالم ذر توجيه نشود و فساد اين قول را به وجوهى ثابت كرده‌اند : 1 - در آيه گويد نژاد از ظهور بنى آدم اخذ شود نه از ظهر خودِ آدم .