الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

817

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

يخرج منها - مقصود بدون واسطه است و مقصود از مرد حكيم اول امام حسن ( ع ) است و از دومى امام حسين ( ع ) و از سومى على بن الحسين ، و اين تفسير از بطون آيهء كريمه است كه لازمهء ظاهر آن است و به دلالت التزامى بر آن دلالت دارد زيرا نزول قرآن در شب قدر براى هدايت مردم است و براى اينكه احكام دين را بدانند و بر راه حق استوار گردند از نظر گفتار و كردار تا روز قيامت ، و اين ميسر نگردد جز با وجود امامى در هر زمانى كه همهء احكام دين و جز آن را از ظاهر و باطن قرآن بداند و اين مقصود همانا محقق شد به نصب امير المؤمنين ( ع ) به امامت و الهام همهء حقيقت قرآن به وى تا مصداق كتاب مبين باشد و با ازدواج او با فاطمهء زهرا سيدهء زنان جهانيان تا آنكه امامان نگهدار دين متين تا روز قيامت از آنها متولد شوند ، پس ظاهر قرآن و باطن آن مطابق و ملازم همديگرند . از مجلسى ( ره ) - قوله « ان هِىَ » ، بيان گفتار خدا است و حاصل كلام بر مىگردد بدان چه بارها گذشته است كه آيات شرك ظاهرشان در بارهء بُت‌هاى معمولى است و باطنشان در بارهء خلفاء و حكم‌گزاران ناحق است كه خود را شريك رهبران حق دانسته و به جاى آنان نشسته‌اند پس قول خدا ( 19 سوره نجم ) : « آيا شما ملاحظه مىكنيد لات و عزى را و منات سومين بُت ديگر را » در باطن قرآن مقصود از لات اولى است و از عزى دومى و از منات سومين همان سومى لعين كه نام امير المؤمنين را به ناشايسته بر آنها نهادند و هم آنها را به ناحق خليفهء رسول اللَّه و صديق و فاروق و ذى النورين و امثال آن گفتند و مردم نادان را به اين نام‌هاى بىمورد فريفتند و گمراه كردند . و توضيح آن اين است كه خدا قرآن را تنها براى مردم معاصر پيغمبر نازل نكرده است و براى همانها كه در وقت خطاب حاضر بودند بلكه اين قرآن براى همهء مردم است تا روز حساب و چون آيه‌اى در بارهء داستانى يا حادثه‌اى نازل شده باشد در همهء اشباه و امثال آن جارى است ، و آنچه در يك