الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
815
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
از مجلسى ( ره ) - گفتهاند اينها زنان جن يا ارواح گذشته بودند كه مجسم شدند و روى هم اين خبر مشوش است هم از نظر لفظ و هم از نظر معنى . از مجلسى ( ره ) - صدوق عليه الرحمه در عيون از سهل بن قاسم بوشنجانى روايت كرده كه گفت : امام رضا ( ع ) در خراسان به من فرمود : ميان ما و شما خويشى است ، گفتم : ايها الامير آن از چه راه است ؟ فرمود : چون عبد اللَّه بن عامر بن كريز خراسان را گشود به دو دختر از يزدگرد بن شهريار پادشاه عجمان دست يافت و هر دو را نزد عثمان فرستاد و عثمان يكى را به حسن ( ع ) بخشيد و ديگرى را به حسين ( ع ) ، و هر دو در زائيدن نزد آنها مردند . و آن كه همسر حسين بود ، على بن الحسين ( ع ) را آورده بود و يكى از ام ولدهاى پدرش حسين ( ع ) او را پرستارى كرد و در دامنش بزرگ شد و جز او را به مادرى نمىشناخت و سپس دانست كنيزك او است و مردم او را مادرش مىناميدند و مىپنداشتند با مادر خود تزويج كرده است و پناه بر خدا با اين كنيزك بدين شرح تزويج كرده بود و سببش اين بود كه آن حضرت با يكى از زنان خود در آميخت و رفت غسل كند و آن پرورش دهنده خود را ديدار كرد ، امام به او فرمود : اگر دلت مىخواهد به من بگو و از خدا بترس ، گفت : آرى او را تزويج كرد و مردم گفتند مادر خود را تزويج كرده . من مىگويم : اين خبر درستتر به نظر مىآيد ، زيرا اسير كردن فرزندان يزدجرد بايد پس از كشته شدن و از ميان رفتن او باشد كه در زمان عثمان بود گر چه بيشتر بلاد او در زمان عمر فتح شد ولى خودش با خاندانش به خراسان گريخت ، گر چه ممكن است در فتح قادسيه يا نهاوند برخى فرزندانش اسير شده باشند ولى بعيد است . به علاوه شك نيست كه تولد على بن الحسين از اين بانو در ايام خلافت