الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
728
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
آبى گويد : اولى از ولى است به معنى نزديكى ، يا مالكيت چنانچه در قول خدا تعالى است ( 62 سوره انعام ) : « سپس برگردانده شوند به سوى خدا مالك به حق آنان » يا از ولايت است به كسر واو كه ولىّ يتيم و مقتول از آن مشتق است يعنى متصدّى كار آنها و از اين ماده است والى شهر ، يا از ولايت به فتح است به معنى نصرت كه از آن گرفته شده است قول خدا تعالى ( 11 سوره محمد ) : « براى اينكه خدا ناصر آنها است كه ايمان آوردند » . در نهايه گفته : در حديث است كه : هر كه ضياعى بجا گذارد سر و كارش با من است ، ضياع به معنى عيال است و آن مصدر ضاع يضيع است و عيال را به مصدر تعبير كرده . و اگر ضياع به كسر ضاد خوانده شود جمع ضايع ( بىسرپرست ) باشد چون جياع جمع جائع ( گرسنه ) در مغرب گفته : در حديث است كه : هر كه مالى بجا گذارد عصبهاش آن را ارث برند هر كه باشند و هر كه وامى يا ضياعى بجا گذارد - و روايت شده ضيعهاى - بايد به من رجوع كند كه من مولى و سرپرست آنم ، هر دو تعبير به تقدير حذف مضافى است يا تعبير به مصدر شده از باب مبالغه و معنى اين است كه هر كه عيال بىسرپرست يا اولاد صغارى كه در معرض از ميان رفتن هستند بجا گذارد بايد نزد من آيد كه من ولى و كفيل آنهايم و از بيت المال خرج آنها را مىدهم . انتهى . مجلسى ( ره ) گويد : بسا توهّم شود كه كفالت و ضمانت پيغمبر ( ص ) براى وام بدهكارى كه مرده است منافات دارد با آنچه در اخبار خاصّه و عامّه وارد شده است كه آن حضرت بر مردهاى كه بدهكار بود نماز نمىخواند و مىفرمود : شما به رفيق خود نماز بخوانيد ، و در اخبار ما اين جمله هم آمده كه تا يكى از اصحاب او ضامن بدهكارى ميّت گردد . و جواب دادهاند كه اين ترك نماز در صدر اسلام و موقع كمىِ بودجه بوده و ضمانت ديون بعد از توسع در بيت المال و فتوحات و غنائم بوده است