الشيخ محمد تقي التستري ( مترجم : سيد علىمحمد موسوى جزايرى )

53

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي )

و حكمش نصف حدّ است ؛ و نفر پنجم كه او را تعزير نمودم ديوانه بود و حدّى نداشت و ليكن لازم بود به چند تازيانه تنبيه شود « 1 » . ( 1 ) بالمناسبه نقل مىشود كه : عبد الرحمن بن حسان بن ثابت و عبد الرحمن بن حكم بن ابى العاص يكديگر را به زنا متهم كردند ، ماجرايشان به معاويه رسيد . معاويه به فرماندار خود ، مروان دستور داد تا آنان را تنبيه كند . مروان ، عبد الرحمن بن حسان را هشتاد تازيانه زد ، و عبد الرحمن بن حكم را بيست تازيانه ، بعضى به عبد الرحمن گفتند : اين تبعيضى كه مروان بين تو و برادرش روا داشته فرصتى است كه مراتب را به معاويه گزارش كرده تا مروان را مجازات كند . عبد الرحمن بن حسان در پاسخ آنان گفت : به خدا سوگند چنين نخواهم كرد ؛ زيرا مروان به من حدّ مردان آزاد زده و برادرش را نصف حدّ برده ، و با اشاعهء اين سخن ، دل مروان را به درد آورد ! « 2 » 2 - زناى نابالغ ( 2 ) پسرى نابالغ با زنى شوهردار زنا كرد ، عمر دستور داد زن را سنگسار كنند . امير المؤمنين به وى فرمود : سنگسارى بر او روا نيست تنها او را تازيانه مىزنند ؛ زيرا زناكننده نابالغ بوده است « 3 » . 3 - اشتباه عمر ! ( 3 ) مردى يمنى ، كه زنش در يمن بود ، در مدينه زنا كرد ، عمر دستور داد او را سنگسار كنند ، امير المؤمنين - عليه السلام - به وى فرمود : سنگسارى بر او روا نيست ؛ زيرا از زنش غايب بوده و بايد بر او حدّ جارى شود . در اين وقت عمر گفت : « خدا

--> ( 1 ) - فروع كافى ، كتاب الحدود ، باب النوادر ، حديث 26 . تهذيب ، كتاب الحدود ، حدود الزنا ، حديث 188 . ( 2 ) - كامل مبرد ، ج 1 ، ص 154 . ( 3 ) - مناقب ، سروى ، قضاياه ( ع ) فى عهد الثانى .