الشيخ محمد تقي التستري ( مترجم : سيد علىمحمد موسوى جزايرى )

54

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي )

مرا زنده نگذارد براى مشكلى كه ابو الحسن در آن نباشد » « 1 » . 4 - اقرار از روى تهديد ( 1 ) زنى آبستن را كه به زنا متهم بود نزد عمر آوردند ، عمر از او پرسش كرد ، زن به زناى خود اعتراف نمود ، عمر دستور داد او را سنگسار كنند ، در حالى كه زن را مىبردند امير المؤمنين - عليه السلام - به آنان برخورد نموده به مأموران فرمود : به اين زن چه‌كار داريد ؟ گفتند : عمر فرمان قتلش را داده است ! امير المؤمنين - عليه السلام - آنان را نزد عمر برگردانده به او فرمود : آيا تو گفته‌اى اين زن سنگسار شود ؟ عمر گفت : آرى ؛ زيرا او به زناى خود اقرار كرد . امام - عليه السلام - به او فرمود : اين زن خودش گناهكار است و حق دارى دربارهء او چنين حكم كنى ، اما بر طفلى كه در شكم دارد چه حقّى دارى ؟ و گمانم او را ترسانده‌اى و در نتيجه اقرار كرده است . عمر گفت : آرى ، چنين بوده است . امير المؤمنين - عليه السلام - به وى فرمود : آيا از رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - نشنيدى كه فرمود : « كسى كه از روى شكنجه اقرار كند حدّى بر او نيست ، و كسى كه با حبس و تهديد اعتراف كند اقرارش نافذ نيست » . عمر زن را آزاد نمود و گفت : زنان جهان عاجزند از اين كه پسرى مانند على بن أبي طالب بزايند . سپس گفت : « لو لا علىّ لهلك عمر ؛ اگر على نبود عمر هلاك مىشد » « 2 » . * * *

--> ( 1 ) - مناقب ، سروى ، قضاياه ( ع ) فى عهد الثانى . ( 2 ) - كشف الغمه ، ج 1 ، ص 149 .