الشيخ محمد تقي التستري ( مترجم : سيد علىمحمد موسوى جزايرى )

160

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي )

مىشود كه مقدار سكه‌ها كه بالغ بر شش ميليون است بر آن حضرت معلوم باشد ، مانند عدد اصحابش ، و گرنه جزء معجزات و اخبار غيبيهء آن حضرت به حساب مىآيد . مانند داستانى كه سروى در « مناقب » « 1 » آورده : كه آن حضرت در ابتداى خلافتش در مدينه به منبر رفت و به ياران و شيعيان خود فرمود : ميان صفها گردش كنيد و به مردم بگوييد آيا كسى از خلافت من ناراضى است ؟ در اين هنگام فرياد مردم بلند شده همگى به يك صدا گفتند : « خدايا ! ما از پيامبرت و پسر عمّش راضى و خشنود هستيم و فرمانشان را به جان و دل مىپذيريم » . آنگاه امام - عليه السلام - به عمار فرمود : اى عمار برخيز ! و در بيت المال برو و به هر نفر سه دينار بده و براى خودم نيز سه دينار بياور . عمار با ابو الهيثم و گروهى ديگر از مسلمانان به طرف بيت المال رفته و حضرت نيز از منبر پايين آمد و رهسپار مسجد قبا گرديد و در آنجا به نماز و نيايش و دعا مشغول شد . عمار با همراهانش وارد بيت المال شده و سيصد هزار دينار در آن يافتند و تعداد مردم را نيز صد هزار نفر . ( هر نفرى سه دينار ) . در اين هنگام عمار به حاضران رو كرده و گفت : به خدا سوگند آن حضرت نه از تعداد مردم اطلاعى داشته و نه از مقدار دينارها ، و اين خود نشانه و آيتى است كه حقانيت او را اثبات نموده بر شما واجب مىكند ، مطيع و فرمانبردار او باشيد . از آن ميان طلحه و زبير و عقيل از گرفتن دينارها امتناع ورزيدند « 2 » .

--> ( 1 ) - مناقب ، سروى ، ج 1 ، ص 419 ، فى اخباره ( ع ) بالغيب . ( 2 ) - ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه از ابو هريره نقل كرده كه مىگويد : هشتصد هزار درهم از ابو موسى اشعرى نزد عمر آوردم ، عمر گفت : چقدر پول آورده‌اى ؟ گفتم : هشتصد هزار درهم . عمر چند بار با تعجب گفت : هشتصد هزار درهم ! آنگاه به من گفت : واى بر تو ! هشتصد هزار درهم چقدر است ؟ گفتم : صد هزار درهم و صد هزار درهم . . . و هشت دفعه آن را تكرار كردم . پس مبلغ در نظر عمر مهم و زياد آمد . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 3 ، ص 113 ، در ذيل خطبه : للّه بلاد فلان .