محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )

94

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي )

چون روزانه « 1 » ديگر مردم را بخوانى ، مرا نيز بازخوان تا در حضور جمع اتفاق بيعت افتد . مروان گفت : اى أمير اين عذر مپذير وچون بيعت نكند ، حالي « 2 » كه تو را رسد ، خون أو بريز . أبو عبد اللّه در خشم شد وگفت : ويل لك يا بن الزّرقاء ، « 3 » به قتل من همىگويي گويى « كذبت « 4 » واللّه » . آن‌گاه روى جانب وليد كرد وفرمود : « 5 » اى أمير ! هرآينه ما أهل خانهء نبوت ومعدن رسالتيم وخانهء ما جاى آمد وشد فريشتگان است . خداى تعالى همهء آفرينش به ما بگشود وبه ما ختم كرد وتو خود دانى كه يزيد مردى است بزه‌كار وشراب‌خوار ، به قتل وازهاق « 6 » نفوس ، حريص ، وبه فسق وفجور ، معروف وچون منى با چون اويى ، بر چه صفت بيعت كند ؟ ! ولى يك امشب سرآيد « 7 » وتا بامداد در كار خويش انديشه كرده شود وشما نيز شب سر آريد ودر كار خويش انديشه كنيد تا دانسته شود كه به خلافت رسول كه سزاوار باشد ؟ آن‌گاه بخاست وبيرون شد . مروان گفت : اى أمير ! مرا عصيان كردى وزود باشد كه پشيمان شوى . وليد گفت : واي بر تو ! مرا به كشتن حسين همىگويي ؟ ! كارى كه دين ودنيا بر سر أو رود وكس در آن روى نيكى نبيند ! لا واللّه خداى داند دوست ندارم كه پادشاهى

--> الشريف الرضى ، قم ، 1414 ه . ق . ( 1 ) . هنگام روز . ( 2 ) . اكنون كه مىتوانى ( 3 ) . زرقاء دختر موهب از زنان بدكاره بود چنانكه ابن أثير در الكامل ج 4 / 75 ذكر كرده است . ( 4 ) . در اللهوف : ولؤمت ، اضافه دارد . ( 5 ) . مقتل الحسين خوارزمي ج 1 / 184 ، مكتبة المفيد ، قم ؛ مقتل أبى مخنف ص 81 ؛ تاريخ طبري ج 3 / 270 ؛ الفتوح ابن اعثم كوفي ( ق 4 ) ترجمه محمد بن أحمد مستوفى هروى ( ق 6 ) ص 822 و 823 تصحيح غلام رضا طباطبايى مجد ، انتشارات وآموزش انقلاب اسلامى ، 1372 ش . ( 6 ) . نابود كردن ( 7 ) . سپرى شود .