محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )

79

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي )

پديد شد ودر تضاعيف « 1 » بنيت « 2 » وتفاريق اعضا ، اعراض مختلف وامراض متنوّع دست فرآهم داد « 3 » ، لاجرم صواب چنان نمود كه از آن پيش كه اجل محتوم را وقت معلوم فرا رسد ودست تقدير ، سرپنجهء تدبير برتابد ؛ آسايش اين سفر را يكى توشه‌اى برگيرد ودر شرح شهادت ويادداشت سعادت امام بزرگوار أبو عبد اللّه السّبط سيّد الشهداء حسين بن علي عليه السلام كلمتي چند فرآهم كند وآن مصيبت محرق ورزيّت مقلق « 4 » را بدان صفت كه بر زبان بزرگان دين ، حديث رفته ومخبران صادق وگواهان امين ياد كرده‌اند ، به شرح بازگويد ودر املاى هر خبر وانشاى هر معنى ، لطف سياقت وجمال بلاغت بازنمايد وسخنهاى لطيف ومعاني جزل « 5 » به كار برد ؛ چه ، نامه‌نگاران اين حديث غالبا از حليت انشاء وطراز بديع ، عاطل بودند ودر صناعت سخن چندان بضاعت نداشتند وبر ممارست فنّ بيان ومدارست علم معاني ، فزونى نيافته وآيين كنايت ولطيفهء استعارت ندانسته وبر همان مبلغ ، قانع شده كه عامي چند گوش فرا دهند ولفظي دو فراگيرند وفهم معنى ناكرده ، بگريند ودر اظهار آثار تفجّع وتوجّع ، خالى ذهن وفارغ بال به يكديگر تأسّى كنند واين ندانستند كه هرآينه اجر جزيل وپاداش جميل آن را بود كه از در بصيرت وايقان فراز آيد ودل وهوش فرا نمايد ولطف هر سخن نيكو داند وفهم هر معنى به واجب كند وحقيقت‌شناس ودقيقت‌ياب بود واين نشود مگر آنكه مردمى بليغ ، خود بدان بيان معجز ونص فصيح كه بر زبان رسول وديگر پاكان از جاىنشينان أو بگذشته باشد درنگرد واز شراب آن سخن ودردى « 6 » آن محن سرمست رحيق « 7 » شوق [ و ] مخمور بادهء اندوه گردد وبر تن وجان خويش ، بسى رنج برد واز تاب وتوانايى خويش بسى بكاهد واز اين دنياي دون و

--> ( 1 ) . لابلا . ( 2 ) . ساختمان بدن ( 3 ) . پيدا شد . عارض گشت . ( 4 ) . اضطراب‌آور وتكان‌دهنده ( 5 ) . محكم واستوار ( 6 ) . عصارهء شراب كه ته‌نشين شود . ( 7 ) . خالص وصافي از شراب است .