محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )
128
فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي )
ذات عرق طايفهاى با أو همراه شدند وطايفهاى از موافقت أو سرباز زدند وبه جانب يمن بازگشتند . چون به ذات عرق « 1 » رسيد ، بشير بن غالب « 2 » را ديد كه از جانب كوفه همىآيد ، از مردم عراق سخن پرسيد . گفت : دلهاى ايشان با توست وتيغهاى ايشان با آل أميّه « 3 » . امام فرمود : راست گفت أخو بنى أسد خداى سبحانه آنچه خواهد كند وبدان چه أرادت نمايد حكم فرمايد . ثعلبيه چون به ثعلبيّه « 4 » رسيد ، به وقت زوال اندكى بغنود ، « 5 » ناگاه بيدار شد وفرمود : هاتفى شنيدم كه همىگفت : شما بشتاب همىرويد ومرگ شما را به بهشت مىدواند . پسر أو علىّ بن الحسين گفت : اى پدر مگر ما بر حق نباشيم ؟ فرمود : چرا سوگند به خداى كه بازگشت همهء بندگان سوى اوست . على گفت : چون چنين بود ما را از مرگ باكى نباشد . أبو عبد اللّه أو را دعا گفت وفرمود : خداى سبحانه تو را جزاى خير دهاد ! « 6 »
--> ( 1 ) . محلى است واقع بين نجد وتهامه . ( 2 ) . بشر يا فرزدق بن غالب اسدى كوفي وبرادرش بشير بود . در اينجا بشير اشتباه است . فرزدق از ياران امام حسين وامام سجّاد عليه السلام بود . از دست ابن زياد گريخت وبه كوفه رفت وسپس روانه حجاز شد . در سال شصت به زيارة حج رفت ولذا نتوانست به همراه امام به كربلا برود . اشعار أو در مدح امام سجّاد ورد زبان عامّ وخاص است . ر . ك : مستدرك علم الرجال ، على نمازى ج 2 / 33 ، چاپ حيدرى ، تهران ، 1414 ه . ق ؛ تجارب الأمم ج 2 / 57 ؛ اللهوف ص 131 . ( 3 ) . عقد الفريد ج 5 / 125 . ( 4 ) . منطقهاى است در مسير مكة به كوفه ونخستين بار ثعلبة بن عمر در آنجا أقامت كرد . سپس به ثعلبيه موسوم شد . معجم البلدان ج 2 / 78 . ( 5 ) . خوابيد ، استراحت كرد . ( 6 ) . اللهوف ص 131 .