محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )

114

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي )

چون مردم از مسلم بن عقيل بپراكندند وأو را تنها گذاشتند وهمهمهء ايشان فرو نشست ، عبيد اللّه را خبر شد واز دل‌مشغولى بياسود وهم شبانه به جامع أعظم شد ومنادى ندا برداد وهمهء مردم جانب جامع شدند ، چنان كه جامع را از بسيارى مردم گلو گرفت . « 1 » آن‌گاه نماز عشا بگزاشت وبر منبر شد وگفت : پسر عقيل آن شيفتهء « 2 » غافل بر اين صفت كه ديديد خلاف وشقاق آغاز كرد وشهري برآشفت واينك متوارى گشت . در خانهء هر كس يافت شود ، أو را بر ما حقّى نماند وهر كه أو را به دست گيرد ، أو را ديت أو باشد . اى بندگان خداى ! از خداى بپرهيزيد وبه طاعت وبيعت خويش بپاييد وبر تن وجان خويش ببخشاييد . وحصين بن نمير « 3 » را بخواند وگفت : من خانه‌هاى كوفه به تو سپردم ، جاسوسان برگمار وأطراف محلّات را به مردم امين وياران ناصح بازگذار ، وچون بامداد شود ، خانه‌هاى كوفه ، يكان‌يكان درنگر وشرط جست وجوى به جاى آر تا پسر عقيل را به دست يأبى ونزد من آرى . وحصين بن نمير خدمت كرد وجاسوسان گماشت . بامدادان بلال جانب دار الإماره شد وقصّهء مادر ، بر عبد الرحمن أشعث براند وأو عبيد اللّه را خبر داد . حالي هفتاد كس از قيس در صحبت « 4 » محمّد بن أشعث برانگيخت « 5 » تا به ناگاه پيرامن سراى

--> ( 1 ) . ازدحام وكثرت جمعيت چنان بود كه به اصطلاح جاى سوزن انداختن نبود . ( 2 ) . طبري : سفيه جاهل ج 3 / 288 . ( 3 ) . در تاريخ طبري ومقتل أبى مخنف حصين بن تميم آمده كه هم اوست . وى از فرماندهان عبيد اللّه بن زياد بود . فرستادهء امام حسين عليه السّلام يعنى قيس بن مسهّر صيداوى را دستگير ونزد عبيد اللّه برد وبر دارش كشيد . در كربلا حضور داشت وبر قتل حرّ بن يزيد رياحى امر كرد وتيرى بر لب مبارك حضرت أصابت داد . در يورشى كه به امر يزيد به كعبه داشت ، آنجا را به منجنيق بست . پس از واقعهء كربلا در جنگى با إبراهيم اشتر به همراه ابن زياد به هلاكت رسيد . ر . ك : الاعلام زركلى ج 2 / 262 ؛ ذيل المذيل ص 527 ؛ چاپ سويدان . ( 4 ) . مصاحبت وهمراهى ( 5 ) . چون ابن زياد به اين رسم قبايل كه مواجه شدن با مسلم تنها با يك قبيله ناشايست است ، آگاه بود ، لذا از عمرو بن حريث خواست كه از قبيله قيس به همراه محمد بن أشعث ، افرادى را بفرستد تا دستگيرى مسلم امكان‌پذير باشد . ر . ك : تاريخ طبري ج 3 / 289 ؛ مقتل أبى مخنف ص 134 .