محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )

109

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي )

نديده‌ام ، بازرويد أو را بگوييد تا حقّ ما بگزارد « 1 » ومن خود دوست ندارم كه چون اويى از اشراف عرب وسادات قبايل ، پيش من تباه شود وحقّ خانه وشرافت مكان « 2 » أو ضايع ماند . ايشان شبانگاه به سراى هانى شدند وسخن عبيد اللّه بدو رسانيدند والتماس كردند كه در صحبت ايشان برنشيند وبه دار الاماره آيد . هانى چون الحاح « 3 » ايشان را بديد ، جامه درپوشيد وبا ايشان برنشست « 4 » . چون به دار الاماره نزديك شد مگر ، « 5 » در خاطر أو چيزى گذشت . گفت : اى ياران ! من از اين مرد همىترسم وبسى انديشناكم . مرا بازداريد « 6 » تا بازگردم . گفتند : زينهار ! آسوده باش . پسر زياد با چون تويى چه تواند كرد ؟ هانى بر عبيد اللّه درآمد « 7 » . عبيد اللّه آهسته فروخواند : اتتك بخائن رجلاه « 8 » چون نزديكتر شد ، در شريح قاضى نگريست وگفت : أريد حياته ويريد قتلى * عذيرك « 9 » من خليلك من مراد « 10 » هانى اين بيت بشنيد وگفت : ايّها الأمير با خويشتن چه گويى ؟ عبيد اللّه گفت : اى هانى خاموش ! واي بر تو ، پسر عقيل را به خانهء خود جاى مىدهى واز مردم كوفه بدو بيعت مىستانى وسليح حرب أو آماده مىكنى وچنان

--> ( 1 ) . سپاسگزار باشد وحقّ ما را ادا كند . ( 2 ) . مقام ومنزلت ( 3 ) . اصرار وپافشارى ( 4 ) . سوار شد . ( 5 ) . ناگهان ، در آن حال ( 6 ) . رها كنيد . ( 7 ) . وارد شد . ( 8 ) . خائن با پاى خود آمد . ( 9 ) . أصل : غديرك كه تصحيف شده است . ( 10 ) . من زندگىاش را خواهم وأو كشتن مرا . عذر برادر مرادىات چيست ؟ بيار . اين ترجمه بيت منسوب به حضرت أمير المؤمنين را از كتاب ديوان امام عليه السلام ترجمهء دوست وأستاذ عزيزم آقاى دكتر أبو القاسم امامي برگزيدم . در تاريخ طبري ( ص 284 ) به جاى حياته ، حبائه يعنى عطاء آمده كه ظاهرا اين اصحّ است . ر . ك : ارشاد ص 208 ؛ اللهوف ص 116 ؛ تجارب الأمم ج 2 / 46 ؛ الفتوح ص 854 ؛ لسان العرب ج 9 / 104 ؛ ديوان امام علي عليه السلام ، تأليف قطب الدين كيدرى ( ق 6 ) ، ترجمه وتصحيح دكتر أبو القاسم امامي ، ص 236 ، أسوة ، 1373 .