الشيخ السبحاني
34
فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )
« هرودت » و « ارتميدور » دو مورخ شهير مسيحى كه قبل از ميلاد مىزيستند و مسعودى و ديگران از مورخان اسلام ، نقل كردهاند . « 1 » جاى ترديدى نيست كه در نقاط مختلف عربستان ، اجمالا تمدنهايى بوده است ، ولى دليلهايى كه « گوستاولوبون » ارائه كرده ، نمىتواند گواه بر وجود تمدن در تمام نقاط عربستان باشد . صحيح است كه تكامل يك زبان همراه با ساير آثار تمدن پيش مىرود ، ولى نمىتوان زبان عربى را با يك زبان مستقل و غير مربوط ، به زبانهاى عبرانى ، سريانى ، آشورى و كلدانى دانست ، زيرا به تصديق اهل فن ، همهء اينها زمانى با هم متحد بودهاند و از يك زبان منشعب گرديدهاند . با اين وضع احتمال مىرود كه زبان عربى ، تكامل خود را در ميان عبرانى يا آشورى طى كرده و بعد از تكامل به صورت جداگانهاى درآمده است . شكى نيست كه داشتن روابط تجارى با ملتهاى مترقّى جهان ، گواه ترقّى و تمدن آنها است ، ولى آيا تمام نقاط عربستان از اين روابط بهرهاى داشتند ، يا اين كه غالبا منطقه حجاز از آن بىبهره بود ؟ از طرفى نيز روابط دو منطقهء حكومتنشين حجاز « حيره - غسان » با ايران و روم گواه تمدن آنان نيست ، زيرا تمام اين حكومتها جنبهء دستنشاندگى داشتند ، امروزه بسيارى از كشورهاى آفريقا جزء مستعمرههاى دولتهاى غربىاند ، لكن نشانهاى از تمدن واقعى غرب در آنجا ، وجود ندارد . البته تمدن شگفتانگيز « سبأ و مأرب يمن » را نمىتوان انكار كرد ، زيرا گذشته از آنچه در تورات ، از « هرودت » و ديگران نقل شده است ؛ مورخ نامى « مسعودى » دربارهء « مأرب » چنين مىنويسد : از هر طرف عمارات زيبا ، درختهاى سايهدار ، نهرهاى آب جارى ، آن را احاطه كرده بود و عرض كشور تا اين حدود بود كه يك نفر سوار قابل نمىتوانست عرض و طول آن را در
--> ( 1 ) . گوستاولوبون ، تمدن اسلام و عرب ، ص 78 - 102 .