الشيخ السبحاني

166

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )

سفرى به « يثرب » از روزى كه نو عروس عبد المطلب ( آمنه ) ، شوهر جوان و ارجمند خود را از دست داده بود ؛ پيوسته مترصد فرصت بود كه به « يثرب » برود و آرامگاه شوهر خود را از نزديك زيارت كند و در ضمن ، از خويشان خود در يثرب ، ديدارى كند . با خود انديشيد كه فرصت مناسبى به دست آمده و فرزند گرامى او بزرگ شده است و مىتواند در اين راه شريك غم او گردد . آنان با « امّ ايمن » بار سفر بستند و راه يثرب را پيش‌گرفتند و يك ماه تمام در آنجا ماندند . اين سفر براى نوزاد قريش ، با ناراحتىهاى روحى توأم بود زيرا براى نخستين بار ديدگان او به خانه‌اى افتاد كه پدرش در آن جان داده و به خاك سپرده شده بود « 1 » و طبعا مادرش تا آن روز برايش چيزهايى از پدر نقل كرده بود . هنوز موجى از غم و اندوه در روح او حكم فرما بود كه ناگهان ، حادثهء جان گداز ديگرى رخ داد و امواجى ديگر از حزن و اندوه به وجود آورد ، زيرا موقع مراجعت به مكّه ، مادر عزيز خود را در ميان راه ، در محلّى به نام « أبواء » از دست داد . « 2 » اين حادثه محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم را بيش از پيش ، در ميان خويشاوندان عزيز و گرامى كرد و يگانه گلى كه از اين گلستان باقى مانده بود ؛ فزون از حد مورد علاقهء عبد المطلب قرار گرفت . از اين‌رو ، او را از تمام فرزندان خود بيشتر دوست مىداشت و بر همه مقدم مىشمرد . در اطراف كعبه ، براى فرمانرواى قريش ( عبد المطلب ) بساطى پهن مىكردند . سران قريش و فرزندان او در كنار بساط او حلقه مىزدند ، هر موقع چشم او به يادگار « عبد اللّه » مىافتاد ، دستور مىداد كه راه را باز كنند تا يگانه بازماندهء عبد اللّه را روى

--> ( 1 ) . خانه‌اى كه قبر حضرت عبد اللّه در آنجا قرار داشت ، تا چندى پيش و قبل از توسعه فلكه « مسجد النبي » محفوظ بود ولى اخيرا به بهانهء توسعه فلكه ، خانه ويران گرديد و آثار قبر از بين رفت . ( 2 ) . سيرهء حلبى ، ج 1 ، ص 125 .