الشيخ السبحاني

131

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )

مسموم است كه باد آن‌ها را پراكنده مىكند و دست و پاى آن‌ها را به آن آلوده مىسازد و بر اثر برخورد و تماس آن جانوران با بدن انسان ميكرب‌هاى امراض به مسام پوست بدن وارد مىشود و زخمهاى سخت و چركين پديد مىآورند و اين‌ها از لشكريان نيرومند الهىاند كه در لسان علمى « ميكرب » ناميده مىشوند . يكى از نويسندگان عصر حاضر ، به عنوان تأييد گفتار دانشمند مزبور ، چنين مىگويد : منظور از « طير » كه در قرآن استعمال شده ، مطلق پرنده است و مگس و پشه را نيز شامل مىشود . خداوند ، در سورهء « فيل » چنين مىفرمايد : آيا نديدى كه پروردگار تو با اصحاب فيل چه كرد ؟ آيا مكرشان را در تباهى قرار نداد ؟ دسته‌هايى از پرندگان را به سوى آن‌ها فرستاد ، تا سنگ‌هايى از گل پخته بر آنان انداخته و اجسادشان را مانند برگ‌هاى خرد شده قرار داد . ظاهر اين آيه‌ها مىرساند كه قوم ابرهه گرفتار قهر و غضب الهى گشته و يگانه علّت مرگ آن‌ها همين سنگ‌ريزه‌ها بود كه پرندگان حامل آن‌ها ، بر سر و صورت و بدن آنان مىريختند . دقت در مفاد آيات مىرساند كه عامل مرگ آن‌ها همين سلاح‌هاى غير طبيعى ( به صورت ظاهر حقير و ناچيز ، سنگ‌هاى ريز و در واقع نيرومند و بنيان‌كن ) بوده است . بنابراين ، هر نوع توجيهى كه با ظاهر اين آيات مخالف باشد ؛ تا دليل قطعى بر صحت آن در دست نباشد ، نمىتوان آيات الهى را بر آن حمل كرد . نقاط قابل ملاحظه در توجيه مزبور 1 . توجيه گذشته ، نيز نمىتواند تمام سرگذشت را طبيعى جلوه دهد و باز نقاطى در داستان است كه بايد از طريق عوامل غيبى توجيه شود ، زيرا بر فرض اين كه مرگ و متلاشى شدن اجساد آنان ، با ميكرب « آبله » و « حصبه » بوده است ، ولى اين پرندگان با تعليم و ارشاد چه كسى فهميدند كه ميكرب آبله و حصبه در اين سنگ ريزه‌ها جاى