الشيخ السبحاني

124

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )

مبارزه دعوت كرد ، جوابى نشنيد . سرانجام ، با يك حملهء مختصر اساس حكومت وى درهم ريخت و كشور آباد يمن به تصرف حكومت « حبشه » درآمد و فرمانده سپاه ابرهه از طرف پادشاه حبشه به حكومت آنجا منصوب گرديد . « ابرهه » سرمست بادهء انتقام و پيروزى خود بود و از شهوت‌رانى و خوش‌گذرانى فروگذار نبود . وى به منظور تقرّب و جلب توجه شاه حبشه ، كليساى با شكوهى در « صنعاء » ساخت كه در زمان خود بىنظير بود . سپس نامه‌اى به اين مضمون به « نجاشى » نوشت : « ساختمان كليسا در دست اتمام است و در نظر دارم كه عموم سكنهء يمن را از زيارت كعبه منصرف سازم و همين كليسا را مطاف عمومى قرار دهم » . انتشار مضمون نامه ، واكنش بدى در ميان قبايل عرب پديد آورد ؛ حتى شبى ، زنى از قبيلهء « بنى افقم » محوطهء معبد را آلوده ساخت . اين عمل كه كمال بىاعتنايى و تحقير و عداوت اعراب را به كليساى ابرهه نشان مىداد ، حكومت وقت را بسيار عصبانى كرد . از طرف ديگر هر چه در آرايش و زينت ظاهرى معبد مىكوشيد ، به همان اندازه علاقهء مردم به كعبه شديدتر مىگشت . اين جريان‌ها سبب شد كه « ابرهه » سوگند ياد كرد كه كعبه را ويران كند . براى همين منظور لشكرى آماده ساخت و پيلان جنگنده را پيشاپيش سپاه خود قرار داد و مصمم شد خانه‌اى را كه قهرمان توحيد ( ابراهيم خليل ) نوسازى كرده بود از بين ببرد . سران عرب ، موقعيّت را حساس و خطرناك ديدند و يقين كردند كه استقلال و شخصيت ملّت عرب در آستانه سقوط است و پيروزىهاى گذشتهء « ابرهه » آنان را از هر گونه تصميم سودمند بازمىداشت . با اين وصف برخى از سران غيور قبايل كه در مسير ابرهه قرار گرفته بودند ، با كمال شهامت مبارزه كردند ؛ مثلا « دو نفر » كه يكى از اشراف يمن بود ، با سخنرانىهاى آتشين ، قوم خود را براى دفاع از حريم كعبه دعوت كرد ، ولى چيزى نپاييد كه سپاه بىكران ابرهه ، صفوف متشكل آنان را درهم شكست . پس از آن « نفيل بن حبيب » دست به مبارزهء شديدى زد ، او هم طولى نكشيد كه با شكست مواجه گرديد و خود « نفيل » اسير شد و از ابرهه تقاضاى عفو كرد . ابرهه گفت : تو را در صورتى مىبخشم كه ما را به سوى مكّه هدايت