الشيخ السبحاني
123
فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )
پذيرفت و در پيشرفت آن بسيار كوشيد . عدهاى از ترس به او گرويدند و گروهى را بر اثر مخالفت كيفر سختى داد ، ولى مردم نجران كه دين مسيح را از چندى پيش پذيرفته بودند ، به هيچ قيمتى حاضر نشدند كه آيين خود را ترك گفته و از تعاليم دين يهود پيروى كنند . سرپيچى و بىاعتنايى آنان بر شاه يمن بسيار گران آمد ، با لشكر انبوهى در صدد سركوبى ياغيان « نجران » برآمد . فرماندهء سپاه ، كنار شهر « نجران » را اردوگاه خود قرار داد و پس از حفر خندق ، آتش سهمگينى در ميان آن روشن ساخت و مخالفان را با سوزاندن تهديد كرد . مردم با شهامت نجران كه آيين مسيح را بر دل داشتند ، از اين واقعه نهراسيده ، مرگ و سوختن را با آغوش باز استقبال كردند و پيكرهاى آنان طعمه آتش گرديد . « 1 » مورّخ اسلامى ، « ابن اثير جزرى » چنين مىنويسد : در اين هنگام يك نفر از اهالى نجران ، به نام « دوس » به سوى قيصر روم گريخت و امپراتور روم را كه در آن هنگام از طرف داران سر سخت آيين مسيح بود ، از جريان آگاه ساخت و درخواست كرد كه اين مرد خونآشام را مجازات كند و پايههاى آيين مسيح را در آن نقطه از جهان مستقر سازد . فرمانرواى روم ، پس از اظهار تأسف و هم دردى چنين گفت : چون مركز حكومت من از سرزمين شما دور است ، براى جبران اين بيدادگرىها ، نامهاى به شاه حبشه « نجاشى » مىنويسم ، تا انتقام كشتگان نجران را از آن مرد سفّاك بگيرد . مرد نجرانى ، نامهء قيصر را دريافت كرد و با تمام سرعت به سوى حبشه شتافت . جريان را موبهمو تشريح كرد ؛ خون غيرت در عروق شاه حبشه به گردش درآمد . سپاهى را كه شمارهء آن بالغ بر هفتاد هزار بود ، به فرماندهى يك مرد حبشى ، به نام « أبرهة الأشرم » به سوى يمن اعزام كرد . سپاه منظم و آمادهء حبشه ، از طريق دريا در سواحل يمن خيمه زد . « ذو نواس » غفلت زده ، هر چه كوشيد ، به نتيجه نرسيد و هر چه سران قبايل را براى
--> ( 1 ) . الكامل في التاريخ ، ج 1 ، ص 253 به بعد : سرگذشت اين گروه ، در قرآن به نام « اصحاب الاخدود » ( بروج ( 85 ) آيه 4 - 8 ) وارد شده است و مفسران شأن نزول آيات را به صورت مختلف نقل كردهاند . « ر . ك : مجمع البيان ، ج 5 ، ص 464 - 466 » .